امام على(ع) در نهج البلاغه - عظیم پور، عظیم - الصفحة ١٠٣
زمان حكومت امام (ع) در حقانيت او دچار شبه و ترديد گشته و هنگام رو در رويى با دشمنان اسلام از قوّت قلب برخوردار نبودند و يا بطور كلى براى حضور در ميدانهاى نبرد عليه دشمنان بىرغبت و سست اراده بودند. امام (ع) بر خود لازم مىدانست كه به آنها شناخت كافى بدهد و آنها را نسبت به واقعيتها و حقيقتها بينا سازد. براى حقانيت خود، تاريخ را گواه مىآورد، ياران رسول خدا (ص) و حافظان سنت و طريقت آن حضرت را گواه مىآورد كه او در طول زندگى خود يك ساعت از فرمان خدا و رسولش سرپيچى نداشته است و در آنجا كه همه دلاوران و شجاعان از خوف و وحشت به عقب برمىگشتند او باكمال صلابت، گام به جلو نهاد و در راه حمايت از رسول خدا (ص) و دفاع از شريعت اسلام، همه سرمايه خود را كه بيش از يك جان عزيز نداشت در طبق اخلاص گذاشت، و تا آخرين لحظه شيرين زندگىِ رسول اكرم (ص) همراه و هميار او بود و سرانجام در حالى روح پاكش به رفيق اعلى شتافت كه سر مباركش بر سينه او بود ...
امام (ع) گوشهاى از فضايل و حقايق خويش را به مردم مىنماياند به اميد آنكه بر يقين آنها افزوده گردد و شبه و ترديد در آنها از بين برود و راه هدايت را با استوارى بپويند، آنگاه مىفرمايد:
«... فَمَنْ ذَا أَحَقُّ بِهِ مِنّىِ حَيّاً وَ مَيّتاً؟ فَانْفُذُوا عَلَى بَصَائِرِكُمْ، وَ لْتَصْدُقْ نِيَّاتُكُمْ فِى جِهَادِ عَدُوِّكُمْ. فَوَ الَّذِى لَا إله إلّا هُوَ إِنّىِ لَعَلَى جَادَّةِ الْحَقّ وَ إنَّهُمْ لَعَلَى مَزَلَّةِ الْبَاطِلِ» «١»؛ ... پس چه كسى سزاوارتر از من به اوست، چه در زندگى او و چه بعد از وفاتش؟ پس با دلى بينا به راه بيفتيد و نّيت خود را در جهاد با دشمن راست بداريد. به خدايى كه جز او خدايى نيست من به راه حق هستم و دشمنان من بر لغزشگاه باطل مىباشند.
امام (ع) به راه خود كه همان راه رسول خداست يقين كامل دارد و در اينكه راه دشمنان او راه باطل و تباهى است هيچ شكى ندارد. و به همين جهت از رو در رويى با سپاه معاويه و لشكريان دشمن اگر چه سرتاسر زمين را پر كنند، هيچ باكى ندارد. امّا