هزار حديث از اميرالمومنين على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٧
جوارح تو واجباتى قرار داده كه در قيامت از آنها بازخواست خواهد كرد.
٥٩٥- اهميّت سخن الْكَلَامُ فِى وِثَاقِكَ مَا لَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ، فَإِذَا تَكَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِى وِثَاقِهِ، فَاخْزُنْ لِسَانَكَ كَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ. فَرُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً وَ جَلَبَتْ نِقْمَةً. «١» تا سخن نگفتهاى، سخن در بند تو است و چون گفتى تو در بند سخنى. پس همان سان كه زر و سيمات را در گنجينه مىنهى، زبانت را نيز نگهدار. چه بسا سخنى كه نعمت از كف برد و نقمت پديد آورد.
٥٩٦- فتنه زبان فِتْنَةُ اللِّسانِ اشَدُّ مِنْ ضَرْبِ السَّيْفِ. «٢» [مشكلات] فتنه زبان بسيار شديدتر از ضربه شمشير است.
٥٩٧- كفههاى ترازوى زبان اللِّسانُ مِعْيارٌ أطاشَهُ الْجَهْلُ وَ أَرْجَحَهُ الْعَقْلُ. «٣» زبان ترازويى است كه نادانى آن را سبك و عقل سنگين مىسازد.
٥٩٨- زخم زبان اللِّسانُ سَبُعٌ انْ خُلِّىَ عَنْهُ عَقَرَ. «٤» زبان، درندهاى است كه اگر رها شود زخم مىزند.