هزار حديث از اميرالمومنين على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٥
النَّصيحَةِ وَالْأِحْيا لِلسُّنَّةِ وَ اقامَةُ الْحُدُودِ عَلى مُسْتَحِقّيها وَ اصْدارُ السُّهْمانِ عَلى اهْلِها. «١» همانا بر امام نيست جز آنچه از امر پروردگار به عهده او واگذار شده: كوتاهى نكردن در موعظت، و كوشيدن در نصيحت، و زنده كردن سنّت و جارى ساختن حدود بر مستحقان، و رساندن سهمهاى بيتالمال به در خور آن.
٤٣٢- بىسياستى مسؤولان فَلا تُطَوِّلَنَّ احْتِجابَكَ عَنْ رَعِيَّتِكَ، فَإِنَّ احْتِجابَ الْوُلاةِ عَنِ الرَّعِيَّةِ شُعْبَةٌ مِنَ الضِّيقِ وَ قِلَّةُ عِلْمٍ بالْأُمُورِ. «٢» خود را زياد از مردم پنهان نكن كه پنهان شدن واليان از رعيت شاخه و نمونهاى است از تنگ نظرى و كماطلاعى در كارها.
٤٣٣- واگذارى و مسئوليّت خواهى اجْعَلْ لِكُلِّ انْسانٍ مِنْ خَدَمِكَ عَمَلًا تَأْخُذُهُ بِهِ. «٣» به هر خدمتكارى كارى ده و از كارش بپرس.
٤٣٤- فلسفه حكومت وَاللَّهِ لَهِىَ احَبُّ الَىَّ مِنْ امْرَتِكُمْ الَّا انْ اقيمَ حَقّاً. «٤» سوگند به خدا كه اين كفش بىارزش پيش من از حكومت بر شما، دوست داشتنىتر است مگر كه حقّى را بپا دارم.