هزار حديث از اميرالمومنين على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٧
٧٥٢- حيات جاودانه هَلَكَ خُزَّانُ الْامْوالِ وَ هُمْ أَحْياءُ وَالْعُلَماءُ باقُونَ ما بَقِىَ الدَّهْرُ. «١» گنجوران مالها مردهاند، گرچه زندهاند، و دانشمندان چندان كه روزگار پايد، پايندهاند.
٧٥٣- عالم نمايان ١- انَّ ابْغَضَ الْخَلايِقِ الَى اللَّهِ ... رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلًا مَوْضِعٌ فى جُهَّالِ الْأُمَّةِ غارٌّ فِى اغْباشِ الْفِتْنَةِ، عَمٍ بِما فِى عَقْدِ الْهُدْنَةِ. قَدْ سَمَّاهُ اشْباهُ النَّاسِ عالِماً وَ لَيْسَ بِهِ. «٢» مبغوضترين مردم در پيشگاه خداوند ... كسى است كه انبوهى از نادانىها را در خود جمع كرده، در ميان توده ناآگاه براى خود پايگاهى ساخته است، در امواج فتنهها جولان مىدهد و از راز صلح يكسره بى خبر است. نا آگاهان مردمنما دانشمندش مىنامند در حالى كه از هر علمى خالى است.
٢- وَ آخَرُ قَدْ تُسَمَّى عالِماً وَ لَيْسَ بِهِ فَاقْتَبَسَ جَهائِلَ مِنْ جُهَّالٍ وَ اضاليلَ مِنْ ضُلَّالٍ. «٣» دستهاى، دانشمند ناميده مىشوند ولى دانشمند نيستند، مقدارى نادانى را از جاهلان برگرفته و مقدارى مطالب گمراه كننده را از گمراهان گرد آوردهاند [و به هم آميختهاند تا خود را انديشمند بخوانند]