هزار حديث از اميرالمومنين على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٩
٥٢٧- ماهيّت دنيا ١- الدُّنْيا دارٌ مُنِىَ لَهَا الْفَناءُ. «١» دنيا، خانهاى است كه فنا و زوال از ويژگىهاى ذاتى آن است.
٢- يا دُنْيا ... عَيْشُكِ قَصيرٌ وَ خَطَرُكِ يَسيرٌ وَ امَلُكِ حَقيرٌ. «٢» اى دنيا ... زندگانى تو كوتاه، اهميت تو اندك و آرزوى تو پست است.
٣- انَّما مَثَلُ الدُّنْيا مَثَلُ الْحَيَّةِ: لَيِّنٌ مَسُّها قاتِلٌ سَمُّها. «٣» دنيا همچون مار است؛ ظاهرش نرم و زهرش كشنده است.
٤- ... فَانَّهَا عِنْدَ ذَوِى الْعُقُولِ كَفَىْءِ الظِّلِّ بَيْنَا تَرَاهُ سَابِغاً حَتَّى قَلَصَ وَ زَائِداً حَتَّى نَقَصَ. «٤» به درستى كه دنيا در نظر خردمندان همچون سايهاى است كه هنوز گسترده نشده، كوتاه مىگردد و هنوز فزونى نيافته نقصان مىپذيرد.
٥٢٨- شناخت دنيا دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ، لَا تَدُومُ أَحْوَالُهَا، وَ لَا يَسْلَمُ نُزَّالُهَا. «٥» (دنيا) سرايى است كه بلاها آن را احاطه كرده و به بىوفايى و مكر معروف است، حالاتش يكنواخت نمىماند و ساكنانش ايمن نيستند.