علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٦٣
احاديثى از ائمه وجود دارد كه فرمودهاند آنچه از ما به شما مىرسد، بر قرآن عرضه كنيد؛ اگر موافق با كتاب اللَّه بود اخذ نماييد، وگرنه آنها را طرد كنيد: «فَما وافَقَ كِتابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ ما خالَفَ كِتابَ اللَّهِ فَرُدُّوهُ.» «١» نيز فرمودهاند: هر سخنى و حديثى كه موافق كتاب خدا نيست، باطل است: «وَ كُلُّ حَديثٍ لا يُوافِقُ كِتابَ اللَّه فَهُو زُخْرُفٌ. «٢» يا ما لَمْ يُوافِقْ مِنَ الْحَديثِ الْقُرْآنَ فَهُوَ زُخْرفٌ.» «٣» از مجموع اين روايات برمىآيد كه آنچه اصالت دارد و حق است، قرآن كريم است و همانند قرآن را ديگران نمىتوانند جعل كنند، درحالى كه شبيه سخنان معصومان را مىتوانند جعل نمايند. بنابراين، ميزان ترازوى سنجش حق از باطل، قرآن است. به همين سبب اگر همه رواياتى كه در آنها بهگونهاى از تحريف قرآن سخن به ميان آمده است، قابل تأويل و توجيه نباشد، به استناد اين دسته از روايات، باطل و زخرف و مجعولند و هيچ ارزش و اعتبارى ندارند.
٣. دليل عقلى قرآن، كتابى است براى هدايت و راهنمايى بشر. به ضرورت عقل نيز بايد معارف دينى و اصول كلى و قانون اساسى اسلام در قالب يك كتاب مدون همواره در اختيار بشر باشد؛ همانگونه كه در اديان گذشته نيز وجود داشته است. حال اين معقول نيست كه خداوند كتابى را در اختيار بشر قرار دهد و سپس آن را رها كند تا هر كس به ميل خود از آن كم نمايد و يا بر آن بيفزايد.
اين خود نقض غرض است؛ چرا كه در صورت وقوع تحريف در كتابى كه «هُدًى لِلنَّاسِ وَ نَذيراً لِلْعالَمينَ» و براى همه عصرها و نسلهاست، هدف تأمين نگشته و اعتبار آن از بين رفته است.
٤. تحليل تاريخى دليل ديگر بر عدم تحريف، تحليل تاريخى جايگاه قرآن در ميان مسلمانان است. به شهادت تاريخ، حفظ و قرائت قرآن از آغاز تاكنون ميان مسلمانان از جايگاه ويژهاى برخوردار بوده است. در اندك زمانى پس از نزول آيات، كه بهصورت تدريجى صورت مىگرفته است، مسلمانان صدر اسلام با اشتياقى وصفناپذير به حفظ و تعليم و تعلم قرآن برخاستهاند.