علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٤٨
در زمان حضرت موسى (ع) كه دوران رواج جادوگرى است، خداوند معجزهاى چون «عَصا» و «يد بيضا» به او مىدهد و ساحران كه تفاوت جادوگرى و اعجاز را بهتر از ديگران مىدانند، در مىيابند كه كار موسى (ع) قابل معارضه و مقابله نيست. به همين سبب است كه ساحران اولين گروهى هستند كه پس از ديدن معجزه موسى (ع) به او ايمان مىآورند.
در عصر مسيح (ع) وقتى طب در ميان يونانيان رواج پيدا مىكند و پزشكان در يونان و مستعمراتش مثل فلسطين و سوريه طبابتهاى اعجابآور انجام مىدهند، معجزه حضرت عيسى (ع) در مقام پيامبر برگزيده الهى بينا كردن كوران، درمان امراض غيرقابل علاج و بلكه احياى مردگان است.
در عصر ظهور اسلام، آنگاه كه فنون ادب در ميان عرب به اوج خود مىرسد و خطيبان و اديبانى كه از فصاحت و بلاغت بيشترى برخوردارند، بهعنوان خداوندان سخن ظهور مىكنند و بازارهايى معيّن براى عرضه اشعار نغز و زيباى آنان به وجود مىآيد و تقدير از آنان تا بدانجا مىرسد كه هفت قصيده از بهترين اشعار آنان بر خانه كعبه آويزان مىگردد، پيامبر اعظم (ص) با سلاحى قدم در اين كارزار مىگذارد كه همه ارباب سخن را به حيرت وامىدارد. آنچه او عرضه مىكند در همان قالبى است كه آنان خود را در آن سرآمد روزگار مىدانستند. آرى، عظيمترين معجزه پيامبر اعظم (ص) «كتاب» است.
در «اصول كافى» روايتى از امام هشتم (ع) نقل گرديده است كه حضرت در پاسخ به فلسفه اختلاف معجزات پيامبرانى چون موسى (ع) و عيسى (ع) و محمد (ص) فرموده است: «دليل اين اختلاف غلبه پيامبران بر فنون رايج در عصر خويش است.» «١» ويژگىهاى ديگر قرآن قرآن علاوه بر فوقالعادگى و هماهنگى با فن رايج در محيط شبه جزيره عربستان، نسبت به معجزات پيامبران گذشته نيز از امتيازات ديگر برخوردار است كه به اختصار ذكر مىگردد.
داراى بُعد فرهنگى و تربيتى (عقلى): معجزات ساير پيامبران نظير شفاى مريضان و زنده نمودن مردگان و ... تنها براى اثبات حقّانيت آنان بود و ديگر جنبه هدايتگرى و تربيتى نداشت.