علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٦
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا. (اسراء: ١٥)
و ما تا پيامبرى برنينگيزيم، به عذاب نمىپردازيم.
با توجه به سه دليل مذكور، ضرورت احتياج بشر به وحى و هدايت آسمانى معلوم مىگردد.
گفتنى است كه شناخت حقيقت وحى بر بشر پوشيده است؛ زيرا وحى پديدهاى است كه در چارچوب قالبهاى ذهنى و عقلى متداول بشر نمىگنجد؛ پديدهاى است مرموز و اسرارآميز. آنجا كه سخن از ارتباط با عالمى ديگر مطرح است تا انسان برگزيده عالىترين پيامهاى غيبى را با علمى حضورى و شهودى تلقّى نمايد، تنها هموست كه از كنه و حقيقت وحى و واقعيّت «وحىپذيرى» آگاه مىگردد و آنچه براى ديگران مىماند، درك پرتوى از آن حقيقت است كه از طريق آثار و علايم آن بر انسان برگزيده كشف مىگردد.
به اين تعريف از وحى توجه كنيد:
وحى يك نوع تكليم آسمانى (غير مادى) است كه از راه حسّ و تفكّر عقلى، درك نمىشود؛ بلكه درك و شعور ديگرى است كه گاهى در برخى از افراد به مشيّت الهى پيدا مىشود و آنان دستورات غيبى را- كه از حسّ و عقل پنهان است- از وحى و تعليم خدايى دريافت مىكنند. «١» اين پديده فراعقلى، از بالاترين مقاماتى است كه پيامبران را از ديگرانجدا مىسازد. قرآن ضمن تأييد و تأكيد بر اين مطلب كه پيامبران نيز بشرند، استبعاد و استنكار كافران را از اين امر بيان كرده و آنگاه خصيصه وحىپذيرى را براى رسولان برشمرده است:
فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً (مؤمنون: ٢٤)
پس، اشراف قومش كه كافر بودند گفتند: «اين مرد جز بشرى چون شما نيست. مىخواهد بر شما برترى جويد و اگر خدا مىخواست قطعاً فرشتگانى مىفرستاد.» و از آنجا كه قبول اين امر فوق عقلانى بر آنان دشوار بود، ناگزير به پيامبر نسبت جنون دادند: «إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ؛ (مؤمنون: ٢٥) او نيست جز مردى كه در وى حال جنون است؛ پس تا چندى دربارهاش دست نگاه داريد.»