علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٤٧
درس پنجم: اعجاز قرآن اعجاز در لغت و اصطلاح براى «اعجاز» در لغت سه معنا ذكر گرديده است كه عبارتند از: از دست دادن، ناتوان يافتن و ناتوان نمودن. «١» و در تعريف اصطلاحى آن گفتهاند:
المُعْجِزة الْامْرُ الْخارِقُ لِلْعادةِ، المطابق للدّعوى الْمَقْرونُ بِالتّحَدى. «٢» معجزه امرى است خارقالعاده كه مطابق ادعاى نبوّت و همراه تحدّى است.
آيت اللَّه خوئى در تعريف اعجاز مىگويد:
اعجاز كارى است كه پيامبران برگزيده الهى كه مدّعى منصب نبوّت از جانب خداوندهستند، ارائه مىنمايند بهطورى كه خرق نواميس طبيعى نموده، ديگران از آوردن مانند آن ناتوان باشند و آن چيز كه معجزه ناميده مىشود، خود شاهدى بر صدق ادّعاى آنان است. «٣» بهترين معجزه، معجزهاى است كه مشابه صنعت و فنّ رايج زمان خود باشد. دانشمندان هر فنّ با اشراف و احاطهاى كه به رموز و جزئيّات و اصول كار خويش دارند، بهتر از ديگران قادر به تشخيص و تصديق معجزات پيامبران هستند. به همين جهت و با توجه به شرايط محيطى هر پيامبر، حكمت الهى ايجاب نموده است كه هر پيامبرى به معجزهاى خاص، نظير آنچه در عصر و محيط خويش رايج است، مجهّز گردد.