علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٥١
بگو: اگر خدا مىخواست آن را بر شما نمىخواندم و خدا شما را بدان آگاهنمىگردانيد. قطعاً پيش از آن روزگارى در ميان شما به سر بردهام. آيا فكر نمىكنيد؟
قرآن در رّد سخنان كسانىكه مىگفتند فردى از روميان معلّم پيامبر بوده است «١» مىفرمايد:
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ انَّهُمْ يَقُولُونَ انَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذى يُلْحِدوُنَ الَيْهِ اعْجَمِىٌّ وَ هذالِسانٌ عَرَبِىٌّ مُبينٌ. (نحل: ١٠٣)
و نيك مىدانيم كه آنان مىگويند: جز اين نيست كه بشرى به او مىآموزد [چنيننيست؛ زيرا] زبان كسى كه اين نسبت را به او مىدهند غير عربى است و اين قرآن به زبان عربى روشن است.
٢. فصاحت و بلاغت (اعجاز بيانى)
در اين باره نيز تحدّى صورت گرفته است. آيات پنجگانه تحدّى كه پيش از اين ذكر كرديم، دست كم ناظر بر فصاحت و بلاغت بودهاند؛ «٢» زيرا ويژگى مهم مخاطبان پيامبر (ص) كه به مقابله فراخوانده شدند، فصاحت و بلاغت آنان بود.
بر هيچ كس پوشيده نيست كه عرب در زمان ظهور اسلام به مرحلهاى كمنظير از فصاحت و بلاغت در كلام رسيده بود. در چنين فضايى، آيات نورانى الهى بر پيامبر (ص) نازل گرديد.
زيبايى و رسايى اين آيات به حدّى اعجابآور بود كه عرصه را بر شاعران و اديبان و صاحبان ذوق و قريحههاى سرشار، تنگ كرده، آنان را آشكارا به عجز انداخت. قرآن با شيوه بديع و منحصر به فردِ خويش در بيان مفاهيم و معانى بلند و پرمحتواى خود كه نه نثر بود و نه نظم، چنان جلوهگرى مىكرد كه همه سخنان و آثار ادبى را تحتالشعاع خويش قرار مىداد.
آيات قرآن در هنگام تلاوت، در جان و دل افراد مىنشست و مردم را از خود بىخود مىكرد. در تاريخ، حكايات متعدد و مختلفى در اين زمينه به چشم مىخورد. وليد بن مغيره مخزومى، شخصى است كه در ميان عرب به حسن تدبير مشهور است و او را گل سرسبد قريش مىدانستند. پس از نزول آيات اوليه سوره مباركه غافر، پيامبر (ص) در مسجد حضور يافت و اين آيات را درحالى كه وليد در نزديكى آن حضرت بود قرائت فرمود. پيامبر چون