علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٨٣
رسيده در نظر آوريم درست است كه به هزارها مىرسد و در ميان آنها مقدار قابل توجهى احاديث قابل اعتماد يافت مىشود ولى در هر حال در برابر سؤالات نامحدود كفايت نمىكند، گذشته از اينكه بسيارى از آيات هست كه در ذيل آن از طريق عامه و خاصه حديث وارد نشده است.
ايشان سپس در ادامه بحث، آياتى را كه بر تفسير قرآن به قرآن دلالت دارند دليل نظريه خود قرار داده، با اشاره به احاديثى كه مردم را در مشكلات و فتنهها به قرآن رجوع دادهاند و همچنين احاديث «عرض اخبار به قرآن» مىنويسد:
اين اخبار بهترين گواه است بر اين كه آيات قرآن مجيد هم مانند ساير كلام دلالت بر معنا دارند و هم دلالت آنها با قطع نظر از روايت و مستقلًا حجت است.
و در پايان نتيجهگيرى مىكند:
وظيفه مفسّر اين است كه به احاديث پيامبر اكرم (ص) و ائمه اهل بيت (ع) كه در تفسير قرآن وارد شده مرور و غور كرده، به روش ايشان آشنا شود، پس از آن طبق دستورى كه از كتاب و سنت استفاده شده به تفسير قرآن بپردازد و از رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده آنچه را موافق مضمون آيه است، اخذ نمايد. «١» ٢. تفسير قرآن به حديث دومين روش تفسير قرآن، نقل روايات معصومان (ع) ذيل آيات است؛ زيرا همان گونه كه در بحثهاى گذشته اشاره شد، آنان تنها مفسران واقعى قرآن هستند و مخاطبان نخستين قرآن «٢» و عالمان به حقايق و بطون آن. قرآن، خود، پيامبر (ص) را مفسّر خويش معرفى نموده «٣» و آن حضرت نيز عترت خويش را در كنار قرآن و عِدل و همتاى آن خوانده است. «٤» اين روش گرچه پسنديده است، اما همانگونه كه در بيان علامه گذشت، كافى نيست و نمىتوان در تفسير فقط به بيان روايات اكتفا كرد و از تعقل و تدبر براى فهم معانى بيشتر خوددارى ورزيد.