علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٨٢
ب. ديدگاه روايات: روايات فراوانى داريم كه تأكيد دارند خود قرآن مفسّر خود است و بايد در تفسير آيات از قرآن استفاده كرد.
امام باقر (ع) مىفرمايد:
لَيْسَ شَىْءٌ مِنْ كِتابِ اللَّهِ الَّا عَلَيْهِ دَليلٌ ناطِقٌ عَنِ اللَّهِ فى كِتابِهِ مِمَّا لا يَعْلَمُهُ النَّاسُ. «١» هيچ مطلبى در كتاب خدا يافت نمىشود مگر اينكه در همان كتاب، دليلى گويا ازخداوند بر آن دلالت دارد، از چيزهايى كه مردم نمىدانند.
امامان معصوم (ع) در عمل، اين روش را پيش گرفته و آن را به شاگردانشان نيز آموختهاند.
مفسر كبير قرآن، علامه طباطبايى (ره)، براى اثبات بهترين روش تفسيرى، يعنى تفسير قرآن به قرآن، مىنويسد:
براى تفسير آيات قرآنى يكى از سه راه را در پيش داريم:
١. تفسير آيه به تنهايى با مقدمات علمى و غير علمى كه در نزد خود داريم.
٢. تفسير آيه به كمك روايتى كه در ذيل آيه از معصوم رسيده است.
٣. تفسير آيه با استمداد از تدبّر و استنطاق معنى آيه از مجموع آيات مربوطه و استفاده از روايت در صورت امكان.
طريق اول، قابل اعتماد نيست و در حقيقت از قبيل تفسير به رأى مىباشد مگر درجايى كه با طريق سوم توافق كند.
طريق دوم، روشى است كه علماى صدر اسلام داشتند و قرنها رايج و مورد عمل بود و تاكنون نيز ميان اخباريين اهل سنت و شيعه مورد عمل مىباشد و طريقهاى است محدود در برابر نياز نامحدود، زيرا ما در ذيل ششهزار و چند صد آيه قرآنى صدها و هزارها سؤالات علمى و غير علمى داريم، پاسخ اين سؤالات و حل اين معضلات و مشكلات را از كجا بايد دريافت نمود؟
آيا به روايات بايد مراجعه نمود؟ درصورتى كه آنچه نام روايت نبوى مىشود بر آن گذاشت از طريق اهل سنت و جماعت به دويست و پنجاه حديث نمىرسد گذشته از اينكه بسيارى از آنها ضعيف و برخى از آنها غير قابل قبول مىباشند و اگر روايات اهل بيت را كه از طريق شيعه