علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٧٦
ذكر نشدن شأن نزولها: قرآن به صورت تدريجى و به مقتضاى حوادث و وقايع نازل مىشد و مردمى كه با آن حوادث آشنا بودند، معناى آيات نازل شده را خوب درك مىكردند.
نسلهاى بعد قرآن كريم را منهاى آن حوادث مشاهده كردند و اگر حكايتى از تاريخ گذشته را مىيافتند، آميخته با تناقضگويى و دروغ بود. از اينجا بود كه پارهاى از آيات براى نسلهاى بعدى داراى اجمال شد و محتاج به تفسير گرديد. راغب اصفهانى در توضيح علل سه گانه گذشته براى لزوم تفسير مىگويد:
تفسير يا در الفاظ غير مأنوس بهكار مىرود؛ مانند كلمه «البحيرة» (شترى كه ده بار زاييده و گوشش را شكافته و رهايش نموده باشند) و كلمه «السائبَه» (شترى كه پنج بار زاييده باشد) و كلمه «الوصيله» (گوسفندى كه دو قلو زاييده باشد) و يا كلام مختصرى كه احتياج به بيان و شرح دارد؛ مانند «وَ اقيمُوا الصَّلوةَ وَ اتُو الزَّكوةَ «١» ؛ و نماز را اقامه و زكات را پرداخت كنيد.» كه احتياج به توضيح و تفسير دارد و يا در كلامى است كه در بردارنده داستانى است و فهميدن آن بدون فهم داستان ممكن نيست؛ مانند «انَّمَا النَّسىءُ زِيادَةٌ فِى الْكُفْرِ «٢» ؛ همانا به تأخير انداختن [ماههاى حرام] افزايشى در كفر است.» «٣» كه با توجه به شأن نزول آيه، منظور كارى است كه مشركان انجام مىدادند و ماههاى حرام را براى تمديد جنگ و غارت بيشتر، به تأخير مىانداختند. «٤» دارا بودن معارف بلند و عميق: درست است كه قرآن براى هدايت همگان نازل شده است، اما اين بدان معنا نيست كه تمامى معارف آن فقط مطالبى است كه براى همگان قابل درك است. آيات بسيارى در قرآن يافت مىشوند كه فهم عادى به معانى بلند آنها نمىرسد؛ مانند «اللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَالْارْضِ «٥» ؛ خدا نور آسمانها و زمين است.» و آيه «وَ ما رَمَيْتَ اذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى «٦» ؛ و اين تو نبودى كه [خاك و سنگ به صورت آنها] انداختى؛ بلكه خدا انداخت.» و امثال اين آيات در قرآن مجيد بسيار است.