علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٦٩
وجود خداوند اعتراف كند؛ بلكه مىخواهد انسان را به گونهاى بسازد كه با تمام وجود حقايق را باور داشته، خود را به تمام لوازم آنها ملزم سازد. به طور مثال، با اعتقاد به توحيد، تكيه گاه خود را خدا قرار دهد و از تكيه بر قدرتهاى ظالم دست بردارد، اميدش تنها به خدا باشد و او را وكيل خود كند و يا با اعتقاد به معاد، مراقب اعمال خود باشد و از معاصى و گناهان بترسد.
رسيدن به اين مراحل سبب مىشود رسالت قرآن به فرجام برسد و انسان به مرحله كمال و ترقى خويش دست يابد و گرنه با صرف ادعا و اعتقاد، گام اصلى در جهت تحقق رسالت قرآن برداشته نمىشود.
بعد اخلاقى و تربيتى انسان داراى دو بعد مادى و معنوى است. او در بُعد مادى خواستار رفع حوائج مادى و ارضاى غرايز خود و در بُعد معنوى خواستار ترقى و تكامل و دارا شدن صفات حسنه انسانى است. قرآن مجيد در اين عرصه مىخواهد انسان را به گونهاى تربيت كند و رشد دهد كه علاوه بر اينكه نيازهاى مادى خود را در حد معقول و پسنديده بر مىآورد، در فكر تعالى روح و اخلاق خود نيز باشد. روح خود را چنان تربيت كند كه در دنياى مادى غوطهور نگردد و همچنين گرفتار اخلاق رذيله چون خودمحورى، قدرت طلبى، شهوترانى، حسادت، بخل و دهها صفت نفسانى مذموم نشود. قرآن مىخواهد انسانها خود را به مقامى از تعالى و رشد برسانند و به اخلاق الله تخلق بيابند و صفات الهى را در خود بروز دهند.
خداوند متعال به صراحت از اين بعد رسالت پيامبر اعظم (ص) سخن گفته است:
هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى الْامِّيينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ (جمعه: ٢)
او كسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان بر انگيخت كه آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزكيه مىكند اين همان رسالتى است كه پيامبر اعظم (ص) براى خود ذكر كرده و فرموده است:
بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَكارِمَ الْاخْلاقِ. «١» من برانگيخته شدم تا مكارم اخلاق را به اتمام برسانم.