علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٦٢
نگيرد، «عزيز» مىگويند. قرآن عزيز است؛ يعنى كتابى است سخت و نفوذناپذير كه تحت تأثير و مغلوب عامل ديگرى واقع نمىشو علوم قرآنى ٧١ بعد اخلاقى و تربيتى ص : ٦٩ د. جملات بعد در آيه در واقع توضيحى در همين باره است.
«لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ؛ كنايه از آن است كه به هيچ صورتى، باطل در قرآن راه ندارد و قرآن حالتى دفاعى در برابر باطل دارد. آيات و جملاتش مستحكم و استوار است و هرگونه نفوذ باطل را در خود عقيم مىنمايد.
وقوع تغيير و تبديل، افزايش و يا كاهش، چيزى غير قرآن و باطل است. بنابراين، نفى باطل، نفى هرگونه تغيير و تحريف است. پس اين آيه، هم امكان تحريف بالزياده و هم تحريف بالنقيصه را رد مىنمايد.
٢. دليل روايى الف. حديث متواتر ثقلين، كه از طرق عامه و خاصه نقل گرديده است، «١» سه نكته را به صراحت بيان مىكند:
- اول آنكه پيامبر فرموده است: «انّى تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتى»؛ - دوم آنكه: «ما انْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا»؛ - سوم آنكه: «وَ انَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ».
اين حديث شاهدى تام و گواهى قطعى بر عدم تحريف قرآن است و با صراحت اعلام مىكند كه قرآن براى هميشه و تا روز قيامت محفوظ است. اگر قرآن تحريف شده باشد، حافظ و نگهدارنده از ضلالت نخواهد بود. علاوه بر آن با وقوع تحريف در قرآن، بين قرآن و عترت جدايى مىافتد؛ چون قرآن محرّف، قرآن منزّل نيست، درحالىكه حديث ثقلين مىگويد اين دو هرگز از يكديگر جدا نمىشوند.
ب. رواياتى از ائمه به ما رسيدهاند كه در حوادث و فتنههاى روزگار، ما را به قرآن ارجاع مىدهند و «٢» قرآن را پناهگاهى مطمئن معرفى مىنمايند. اگر كتابى، خود از آسيب فتنههاى روزگار در امان نمانده باشد، آيا مىتواند ديگران را از گزند فتنهها مصون نگه دارد؟
ج. دليلى ديگر كه بر عدم تحريف قرآن وجود دارد، روايات عَرْض بر قرآن است.