علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٦١
خوئى و امام خمينى اشاره گرديده است. «١» محدثان بزرگ شيعه از صدوق گرفته تا شيخ حرّ عاملى و ملّا محسن فيض كاشانى، همگى احتمال وقوع تحريف در قرآن را نفى نمودهاند.
مسئله تحريف به جهت نفى حجّيت ظواهر قرآن، از ناحيه گروهى اندك از اخباريان سادهانديش و زودباور مطرح گرديده است. سيد نعمةاللَّه جزائرى (١٠٥٠- ١١١٢ ق) پرچمدار اين گروه و مبتكر انديشه تحريف براساس برخى از اخبار عجيب و شاذ بوده است.
كتاب وى با عنوان «الانوار النّعمانيه» انباشته از اخبار و داستانهاى خرافى و عجيبى است كه نظير آن اخبار در كتابهاى اماميه يافت نمىشود. اين كتاب منبع اصلى قول به تحريف بوده و ميرزاى نورى نيز در «فصل الخطاب» به آن اعتماد نموده است. «٢» دلايل عدم تحريف دلايل فراوانى بر عدم تحريف قرآن وجود دارد كه برخى از آنها را به بررسى مىگذاريم:
١. دليل قرآنى انَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ انَّا لَهُ لَحافِظُونَ. «٣» ... وَ انَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ. «٤» قرآن در دو آيه فوق از مصونيت خويش سخن گفته و با جملاتى اطمينانبخش وسرشار از تأكيد و تصريح بدان اشارت مىبرد.
در آيه اول كه به صورت جمله اسميه و با «انّ» همراه ضمير منفصل «نحن» و لام تأكيد بيان شده است، همه عوامل تأكيد كننده در كلام، در كنار هم قرار گرفتهاند تا اين حقيقت مهم و جاودانه را بيان نمايند. آيه سوره فصلت نيز با قاطعيت و صلابت، مسئله مصونيت و تحريفناپذيرى قرآن را مطرح مىنمايد. «عزيز» از ماده «عزت» است كه به معناى سختى است.
البته موارد استعمال آن متفاوت است. در زبان عرب چيزى را كه تحت تأثير عامل خارجى قرار