علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٣٨
چهارم: تفسير برخى آيات قرآن بدون وقوف بر ماجراى نزول آن امكان ندارد. در حقيقت، اين فايده را مىتوان ملخّص و نتيجه فوايد ديگر دانست. اينك به يك نمونه از آياتى كه شأن نزول در معناى آنها تعيين كننده است، توجه مىكنيم:
آيه ١١٥ سوره بقره مىفرمايد: «وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ...؛ و مشرق و مغرب از آن خداست. پس به هر سو رو كنيد، خداآنجاست!» از ظاهر آيه چنين استنباط مىگردد كه هنگام نماز، ايستادن بهسوى قبله، چه در سفر و چه در حضر، واجب نيست و انسان به هركجا روكند صحيح است؛ ولى اين خلاف اجماع است.
با رجوع به شأن نزول آيه فهميده مىشود كه مربوط به نافله سفر است. «١» عموميت لفظ يا خصوصيت سبب؟
گرچه اين بحث، بحثى اصولى است و بايد در جاى خود مطرح گردد، امّا مفسّران بهپيروى از علماى علم اصول، در باره رواياتى كه براى آيات، شأن نزول خاصى را بيان مىكنند، گفتهاند:
آنچه مهم است، نص قرآنى است كه معنايى عام و فراگير دارد. اگر آيه معناى عامى داشت، گرچه سبب خاصى باعث نزول آن شده باشد، تنها به افراد مربوط به آن سبب محدود نمىگردد، بلكه شامل افراد سبب و غير سبب نيز مىشود. سيوطى مىگويد:
عموم لفظ معتبر است؛ چرا كه آياتى در اسباب خاصى نازل شدهاند، ولى در عموميت مفاد آن آيات اتفاق نظر وجود دارد؛ مثل نزول آيه ظهار در شأن سلمة بن صخر و آيه لعان در شأن هلال بن اميّه. «٢» اساساً اگر مفاد آيات را مختص به مورد نزول بدانيم، بسيارى از آيات قرآن كريم، كاربرد خويش را از دست مىدهند و قرآن كتابى مربوط به گذشتهها شده، پيامى براى آيندگان ندارد.
قطعاً هيچ مسلمانى نمىتواند چنين اعتقادى داشته باشد. آيات مربوط به سرقت، قذف، لعان و ظهار، ساختن مسجد ضرار و دهها آيه ديگر كه براى هر يك، روايات شأن نزول، سبب خاصى را