علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٣٤
در آيه فوق، احكام در مقابل تفصيل قرار گرفته و معناى آن عدم تفصيل است؛ يعنى قرآن در يك مرحله، اجزا و فصول نداشته و اين تفصيل و جزئيات آيات كه اكنون در قرآن مشاهده مىكنيم، پس از مرحله احكام بوده است. آيات ٥٣ اعراف و ٣٩ يونس نيز به همين مطلب دلالت دارند و از همه اين آيات واضحتر آيات سوره زخرف است:
حم. وَالْكِتابِ الْمُبينِ. إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ في امِّ الْكِتابِلَدَيْنا لَعَلِىٌّ حَكيمٌ.
(زخرف: ١- ٤)
سوگند به كتاب روشنگر. ما آن را قرآنى عربى قرار داديم، باشد كه بينديشيد. و هماناكه آن در كتاب اصلى [: لوح محفوظ] به نزد ما سخت والا و پرحكمت است.
اين آيات نشان مىدهند كه كتاب مبين در ام الكتاب، لفظ عربى نبوده و تفصيل و اجزا نداشته و تنها براى فهم بشر به لسان عربى درآمده است. اين آيات و آياتى ديگر موجب مىگردد كه ما بگوييم مراد از انزال قرآن در ماه رمضان، انزال حقيقت كتاب آسمانى به قلب مبارك پيامبر بهصورت يك مرتبه و دفعى است؛ همانگونه كه قرآن مُفَصَّل، به تدريج در طول مدت نبوّت، بر قلب آن حضرت نازل گشته است. «١» علّامه، آيه «وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُه؛ (طه: ١١٤) و در [خواندن] قرآن پيش از آن كه وحى آن بر تو پايان يابد شتاب مكن.» و آيه «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ. إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ ...؛ (قيامت: ١٦) زبانت را به خاطر عجله براى خواندن آن [قرآن] حركت مده چرا كه جمع كردن و خواندن آن بر ماست.» را دليل بر اين مىداند كه چون حقيقت قرآن قبلًا بر قلب پيامبر نازل شده است، پيامبر نوعى آگاهى به آنچه بر او نازل مىشده داشته و به همين سبب از تعجيل در قرائت قرآن قبل از پايان يافتن وحى، نهى گرديده است. «٢» آنچه گفتيم مربوط به نزول دفعى قرآن و راهحلهايى درباره نزول قرآن در ماه رمضان بود، اما درباره نزول تدريجى قرآن كريم، صرفنظر از اينكه از نظر تاريخى، بديهى و قطعى است- كه آيات قرآن در زمينهها و مناسبتهاى مختلف نازل گشتهاند- آياتى از قرآن كريم نيز تدريجى بودن نزول را بيان مىكنند: