علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ٢٧
نمونهاى ديگر: «فَقَالُوا أَبَشَرٌ يَهْدُونَنَا فَكَفَرُوا وَتَوَلَّوْا؛ (تغابن: ٦) گفتند: آيا بشرى ما را هدايت مىكند؟ پس كافر شدند و روى گردانيدند.» قرآن در جواب اينان، اعلام مىدارد كه پيامبران همگى بشرند و از اين جهت تفاوتى ميان آنان و ديگران وجود ندارد. تنها تفاوت در «وحىپذيرى» رسولان الهى است: «قُلْ إنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَىَّ؛ (كهف: ١١٠؛ فصلت: ٦) بگو: من هم مثل شما بشرى هستم؛ جز اينكه به من وحى مىشود.» در آيه چهارم و پنجم سوره نجم، كه سرشار از اطمينانبخشى است، در اوج قداست و عصمت، جايگاه وحى را چنان تبيين مىنمايد كه گرد هوا و خطا بر دامن آن ننشيند: «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى. إنْ هُوَ الَّا وَحْىٌ يُوحى؛ و از سر هوس، سخن نمىگويد؛ اين سخن به جز وحيى كه وحى مىشود نيست.» اقسام وحى وحى بر سه قسم است:
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إلَّا وَحْياً اوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ اوْ يُرْسِلَرَسُولًا (شورى: ٥١)
و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد، جز [از راه] وحى يا از فراسوىحجابى، يا فرستادهاى بفرستد در آيه فوق اقسام تكليم الهى با بشر در سه صورت منحصر گرديده است: يك قسم وحى بىواسطه و مستقيم است و دو قسم ديگر كه در آنها تكليم، به قيد حجاب يا رسول مقيّد گرديده، وحى با واسطه و غير مستقيم است. فرق دو قسم اخير در اين است كه رسول (ملك)، خود وحى را ابلاغ مىكند، ولى «حجاب» واسطهاى است كه وحى از وراى آن تحقق مىيابد. «١» به عبارت ديگر سه قسم وحى عبارتند از:
١. گفتار خدايى كه هيچ واسطهاى ميان خدا و خلق نباشد؛ ٢. گفتار خدايى كه ازپشت حجاب شنيده شود؛ مانند شجره طور كه موسى (ع) سخن خدا را مىشنيد، ولى از ناحيه آن؛ ٣. گفتار خدايى كه ملكى آن را حمل نموده، به بشر رساند. «٢»