علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٩
حديث «انَّما يَعْرِفُ الْقُرآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ» نيز به معرفت، حقيقت قرآن و مراتب بالاى تفسير قرآن اشاره دارد كه مىخواهد از معانى باطنيه قرآن خبر دهد.
سخن حضرت على (ع) در باب تفسير قرآن ناظر به همين وجه جمعى است كه بيان شد.
آن حضرت، تفسير قرآن را به سه مرحله تقسيم كرده، مىفرمايد:
خداوند- جل ذكره- بهدليل گستردگى رحمت و رأفت و علمش به اينكه اهل باطل كتابش را تغيير مىدهند، كلام خود را بر سه قسم كرده است: بخشى از آن را عالم و جاهل مىداند؛ بخشى را تنها كسى مىداند كه ذهن صاف و حسّى لطيف و ادراكى صحيح دارد و خداوند سينهاش را براى [پذيرش] اسلام گشوده است و به بخشى از آن تنها خدا و امناى او و راسخان در علم، آگاهى دارند. خداوند چنين كرد تا اهل باطل، كه بر ميراث پيامبر دست يافتهاند، ادعاى دانش كتاب نكنند كه خداوند آن را براى آنان قرار نداده است و تا نياز به علم كتاب آنان را وادار به پذيرش ولايت كسى كند كه از طرف خداوند ولايت امر آنها را برعهده دارد «١» علوم قرآنى؛ ابزار شناخت قرآن براى دستيابى به شناخت صحيح و مصون ماندن از اشتباه و انحراف در بهرهبردارى از معارف قرآن مجيد، علاوه بر اينكه شخص مراجعه كننده بايد داراى قلب سليم و بدون انحراف باشد و همچنين از معلمان شايسته استفاده كند، بهره مندى از دو دانش بهعنوان ابزار اين شناخت، ضرورى است كه به آنها اشاره مىكنيم:
اوّل: آگاهى از علوم مربوط به زبان عربى كه زبان قرآن است؛ همچون لغتشناسى، صرف و نحو. بديهى است كه بدون داشتن اطلاعات كافى در ادبيات عرب، فهم ابتدايى قرآن نيز بدون مشكل نخواهد بود.
دوم: دارا بودن اطلاعات علوم قرآنى. علوم قرآنى ابزار شناخت قرآن مجيد است. اين نقش را از تعريفىكه براى اين علم ارائه كردهاند نيز مىتوان بهدست آورد. در تعريف علوم قرآنى گفتهاند:
علوم قرآنى، علومى است كه براى فهم و درك معانى كلام خدا، به عنوان مقدمه بايد آموخته شوند. «٢»