علوم قرآنى - فرقانی، قدرتالله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٨
ديگران با تأمل در آن بايد حقيقت را بيابند.
روش پيامبر (ص) و معصومين (ع) در رجوع دادن مردم به ظاهر همين الفاظ حاكى از حجّيت ظواهر قرآن است. همه اين ادله همچنان كه ديدگاه اوّل نيز بدان اشاره داشت مىفهمانند كه شناخت مفهومى قرآن مجيد براى همگان امكانپذير است و همه افراد- البتّه با توجه به صلاحيّتهايى كه خواهيم گفت- مىتوانند با مراجعه مستقيم به قرآن از آن منتفع شوند.
احاديث نهى از تفسير به رأى نيز شامل كسانى نمىشود كه با داشتن صلاحيتها سراغ قرآن مىروند و نمىخواهند افكار خود را بر قرآن تحميل كنند و آن احاديث هرگز درصدد نفى حجّيت ظواهر قرآن نمىباشند، بلكه هشدار مىدهند كه افراد بايد ابتدا شرايط لازم را فراهم كنند و سپس با قلبى صاف و بدون قصد تحميل عقايد خود بر قرآن، به تفسير آن بپردازند.
البته نكته مهم در اينجاست كه هر چند ظواهر قرآن حجّت است و فهم آن براى همگان ميسور، امّا نبايد همه تعاليم قرآن را منحصر در اين ظواهر دانست. در قرآن حقايقى وجود دارد كه فهم و استخراج احكام آنها جز براى متعلمين به تعليمات الهى ميسّر نيست. ظاهر و باطن داشتن قرآن در همينجا رخ مىنمايد. احاديثى براى قرآن تا هفت يا هفتاد بطن قائل شدهاند. پيامبر اعظم (ص) فرمود:
انَّ لِلْقُرْآنِ ظَهْراً وَ بَطْناً وَ لِبَطْنِهِ بَطْناً الى سَبْعَةِ ابْطُنٍ. «١» براى قرآن ظاهر و باطنى است و براى باطنش تا هفت بطن است.
غور در قرآن و رسيدن به اين بطون از عهده كسانى برمىآيد كه مستقيم و يا با واسطهاز سرچشمه وحى سيراب شده باشند. احاديثى نيز دسترسى عقول به قرآن را نفى كردهاند و به عنوان مثال فرمودهاند:
هيچ امرى نيست كه دو نفر در آن اختلاف داشته باشند مگر آنكه اصلى در كتاب براى آن هست، امّا عقول رجال به آن نمىرسد. «٢» بنابر نظائر اين حديث، عقول عادى قادر نيستند به عمق معارف قرآن راه يابند مگر اينكه از علوم حاملان وحى سيراب شده باشند.
احاديثى كه در ديدگاه دوم در نهى امثال قتاده و ابوحنيفه از دستيابى به قرآن مطرح شد، يا ناظر به كسانىاند كه بدون مقدمات علمى و صلاحيتهاى لازم به سراغ تفسير قرآن مىروند و يا ناظر به كسانى است كه بدون اتّصال به منبع وحى مىخواهند از بطون قرآن خبر دهند.