علوم قرآنى

علوم قرآنى - فرقانی، قدرت‌الله؛ جوان آراسته، حسين - الصفحة ١٧

اى قتاده! اگر قرآن را از نزد خود تفسير مى‌كنى، خود هلاك شده و ديگران را نيز هلاك كرده‌اى و اگر تفسير آن را از مردمان [غير معصوم‌] گرفته‌اى، خود را هلاك كرده و ديگران را نيز به هلاكت انداخته‌اى. اى قتاده! تنها كسانى قرآن را مى‌شناسند كه مخاطب آنند.
و يا اينكه امام صادق (ع) به ابو حنيفه فرمود: «تو فقيه مردم عراق هستى؟» عرض كرد: «آرى.» فرمود: «به چه وسيله فتوا مى‌دهى؟» گفت: «كتاب خدا و سنت پيامبرش.» فرمود:
«ابوحنيفه! آيا به كتاب خدا، آن گونه كه بايد شناخت دارى و آيا ناسخ و منسوخ آن را مى‌شناسى؟» گفت: «آرى،» امام فرمود: «اى ابوحنيفه! ادعاى دانش عظيمى مى‌كنى! واى بر تو! دانش قرآن جز نزد اهل قرآن، كه خداوند آن را بر آنها نازل كرده، پيدا نمى‌شود. خداوند تو را وارث حتّى يك حرف از كتاب خود نكرده است!» «١» در ديدگاه سوم قرآن داراى مراتبى است. مرتبه‌اى از قرآن مجيد همين ظواهر و الفاظ آن است. در اين مرتبه همان گونه كه سيره عقلاست، ظواهر قرآن حجّيت دارد و برداشت ظاهرى از آن حجّت است؛ زيرا قرآن مجيد براى هدايت عموم انسان‌ها نازل شده و آنان را مخاطب پيام خويش كرده است: «هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ» «٢» همچنين خداوند، زبان قرآن را زبان عربى فصيح معرفى كرده «٣» و بيان داشته كه ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قوم خود مبعوث نمى‌كنيم. «٤» در آياتى تصريح كرده كه براى پندگيرى مردم، قرآن را آسان قرار داده است: «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ» «٥» و آياتى نيز كه مردم را به تدبّر در قرآن فراخوانده و عدم تدبر و تعقل در آن را سرزنش كرده‌اند «٦» مى‌فهمانند كه مراد خداوند همين ظواهر الفاظ است كه‌