تعاليم قرآن (ج4)

تعاليم قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩

دو بوستانشان را به دو بوستان ديگر تبديل كرديم با ميوه‌اى تلخ و شوره‌گز واندكى سدر. آنها را كه ناسپاس بودند چنين جزا داديم و مگر ما جز ناسپاسان را مجازات مى‌كنيم؟
سرزمين يمن مانند ساير نقاط عربستان فاقد رودخانه بود. در فصل بهار سيلهاى عظيم و پراكنده به راه مى‌افتاد و پس از وارد كردن خسارات زياد به شهرها و مزرعه‌ها در ريگزارها و صحراى آتش خيز اين سرزمين فرو مى‌رفت و چون فصل بارندگى سپرى مى‌شد مردم دچار كم آبى و تشنگى مى‌شدند. از اين رو، مردم با هوش اين منطقه به فكر افتادند كه از آبهاى سرگردان استفاده كنند. بدين منظور سدّهاى خاكى و سنگى زيادى ساختند كه بزرگ‌ترين آنها سدّ «مأرب» يا «عَرِم» بود.
آنان اين سدّ را در تنگه ميان دو كوه كه به آن «بَلَق» مى‌گفتند و در عرض رودخانه عظيم «اذْنه» كه از ميان آن دو كوه مى‌گذشت بنيان نهادند. در دو طرف راست و چپ اين تنگه باغها و كشتزارهاى پرمحصول احيا كردند. «١» نقل شده كه درختان ميوه‌اش چنان پر بار بود كه هر گاه كسى سبد بر سر داشت و از زير آنها عبور مى‌كرد، در اندك مدتى پر مى‌شد، بى آنكه خود ميوه‌اى بچيند. «٢» عامل زوال تمدّن سبأ قوم سبأ به جاى شكر و سپاسگذارى الهى، كفران نعمت كردند و راه كفر و طغيان پيش گرفتند و از طاعت و دين خدا اعراض كردند. در نتيجه خداوند نيز اين سدّ بزرگ را كه ساخته دست خودشان بود و وسيله رفاه و نجات از فقر و گرسنگى محسوب مى‌شد، يكباره ويران كرد. طبيعت خرم، سرسبز، بهجت انگيز و سرور آفرين را به صحراى خشك، بى آب و علف، وحشت آور و غم انگيز تبديل ساخت و به جاى درختان پربار و تنومند، خار و خاشاك، درختان تيغدار، و بى فايده و تعدادى درخت سدر بر جاى ماند.
بدين گونه تمدن درخشان آل سبأ براى هميشه غروب كرد و خودشان در شهرهاى مختلف‌