تعاليم قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠
آرزوى جاهلانه و اندرز عالمانه آنان كه به واقعيت دنيا و آخرت، علم ندارند، چشمشان به دنياى دنياداران است و در حسرت موقعيت آنان خود را هلاك مىكنند. وقتى قارون همراه با غلامان و كنيزان خويش ظاهر شد، افراد جاهل و نادان به حسرت و تمنا گفتند: كاش ما هم موقعيت قارون را داشتيم و به ما نيز چنان دولتى عطا شده بود، چه اينكه او از بهره فراوانى برخوردار است.
در مقابل آنان، افرادى كه نور علم و يقين بر قلبشان تابيده بود، گفتند: واى بر شما كه آرزوى دنياى ناپايدار قارون را داريد! دنياى قارون در برابر ثواب جاويد آخرت چه مىارزد؟ مگر آنچه فانى است، قابل دلبستگى است؟ بايد دلداده نعمتى بود كه هميشگى باشد و آن جز پاداش الهى نيست و پاداش خداوند در مقايسه با هر چيزى ارزشمندتر است. شما بايد تمناى پاداش خداوند را داشته باشيد، نه دنياى ناپايدار قارون را؛ و به پاداش حق هم نمىرسند مگر كسانى كه در مقابل سختيهاى دنيا و خواهشهاى نفس به خاطر خدا مقاومت ورزند.
عاقبت زراندوزان سرمست سرانجام، مهلت و مدت امتحان قارون به سرآمد و او كه در امتحان شكست خورده بود به كيفر كفر و انكار خويش گرفتار شد.
قهر الهى، او را فرا گرفت و زمين به امر خدا، او و دارايىاش را فرو برد و ثروت و اطرافيانش نتوانستند به يارىاش برخيزند و عذاب را از او دفع كنند. چنين سرنوشت مرگبارى در انتظار همه طغيانگران است و خداوند نشان مىدهد كه تنها قدرت بىرقيب است و هر قدرتى زير فرمان اوست.
ديروز قارون با آن شكوه و جلال در اجتماع، ظاهر شد و كسانى با حسرت به او نگريستند و آرزو كردند كه كاش مثل او بودند و امروز از او و كاخش اثرى نيست و آن ظاهربينان ديروز، با مشاهده عاقبت قارون، از خواب غفلت بيدار شدند و اعتراف كردند كه اين خداست كه به هر كس بخواهد وسعت روزى مىدهد و بر هر كس بخواهد تنگ مىگيرد و برخلاف تصور آنها، كافران، رستگار و سعادتمند نيستند.