تعاليم قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
در زمين در پى فساد مرو كه خدا فسادكنندگان را دوست ندارد. (قارون) گفت: آنچه به من داده شده، در خور دانش من بوده است. آيا ندانست كه خدا پيش از او نسلهايى را هلاك كرده كه قدرتشان از او افزونتر و شمارشان بيشتر بوده است؟ و مجرمان، از گناهشان سؤال نمىشوند؟ (روزى قارون) با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد آنان كه خواستار زندگى دنيا بودند گفتند: اى كاش آنچه به قارون داده شده به ما نيز داده مىشد كه او سخت برخوردار است. اما دانشمندان گفتند: واى بر شما! براى آنها كه ايمان مىآورند و كارهاى شايسته مىكنند ثواب خدا بهتر است و بدين ثواب، جز صابران نرسند. پس او و خانهاش را در زمين فروبرديم و در برابر (عذاب) خدا هيچ گروهى نبود كه يارىاش كند و خود نيز نمىتوانست خويشتن را يارى دهد؛ و آنها كه ديروز آرزو مىكردند كه بهجاى او باشند (هنگامى كه اين صحنه را ديدند) گفتند: واى بر ما! گويى خداست كه به هر كس از بندگانش كه بخواهد وسعت مىدهد و براى هر كه بخواهد تنگ مىگيرد و اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را هم در زمين فرومىبرد. واى، گويى كه كافران رستگار نمىشوند. (آرى) اين سراى آخرت را (تنها) براى كسانى قرار مىدهيم كه اراده برترى جويى در زمين و فساد را ندارند و عاقبت نيك براى پرهيزكاران است.
اين آيات كه بيانگر داستان استكبار قارون است، نكات آموزنده اخلاقى دارد كه بعضى از آنها عبارتند از:
ثروت، مايه سرمستى براساس روايات، «١» قارون قبل از اينكه به قدرت و ثروت برسد، از مؤمنان بنىاسرائيل بود و در سالهاى سرگردانى بنىاسرائيل، همراه آنان و از كسانى بود كه از كفر و طغيان خود و بنىاسرائيل در برابر خداى متعال، پشيمان شدند و با تضرع و زارى به درگاه خدا رو آوردند. «٢»