تعاليم قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١
كه موجب شد آنان در مقابل آن همه ناز و نعمت، ناسپاسى و عصيان كنند و خدا را به بوته فراموشى بسپارند پيروى از شيطان و توجه به وسوسههاى او بود. شيطان طبق عهدى كه بسته بود، همه آل سبأ- جز تعداد اندكى از مؤمنان- را به سبب وسوسه اغوا كرد و فريفت و گمان خود را درباره آنان محقق ساخت و به اميد ديرينه خود كه همانا اغواء و گمراهى مردم بود رسيد.
حكمت آفرينش شيطان گاهى سؤال مىشود آفرينش موجودى چون شيطان كه همواره مردم را وسوسه و تحريك مىكند براى چيست؟ در پاسخ مىگوييم: خداوند از اوّل، موجودى به نام شيطان با ماهيّت پليد نيافريده است، بلكه آن را به عنوان موجودى كه قابل تكامل است آفريده و هدايت كرده است. اين خود اوست كه راه خود را منحرف ساخت و با آزادى و اختيار، خود را تباه كرد و اين امر هرگز مخالف منطق و عدالت الهى نيست. «١» بر اساس بعضى از روايات، شيطان قرنها مشغول تسبيح و تقديس خداوند بوده است، اگر ماهيت او پليد بود، اشتغال به عبادت معنا نداشت. پس شيطان نيز مانند ساير موجودات با شعور و آزاد، توانايى ورود به هر دو راه سعادت و شقاوت را دارا بوده است. «٢» اغواگرى شيطان از زمانى شروع شد كه او از سجده بر آدم امتناع ورزيد و خود را برتر دانست و رانده درگاه خدا شد. وقتى خداوند شيطان را از درگاه خويش راند، او مدعى شد كه آدمى شايستگى اين همه اكرام را ندارد و اگر خداوند به او اجازه دهد، مىتواند با اغواگرىِ خود آدم را گمراه كرده، بى لياقتى او را اثبات كند. «٣» خداوند به او اجازه اغواگرى و فتنه داد تا معلوم شود كدام يك از بندگان او رهرو حقند و كدام يك رهرو نفس و مطيع هوا و هوس و شيطان. البته در كنار اينكه به شيطان اجازه اغواگرى داد، پيامبران را هم فرستاد تا دشمنى شيطان را به انسانها گوشزد كرده، حيلههاى او را بنمايانند و انسانها را