تعاليم قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩
احسان و بخششى صورت نگرفته، بلكه اين اموال فقط به جهت استحقاق به من داده شده است. من مستحق بودهام و با فكر، برنامهريزى و تدبير عالمانه خويش به اين ثروت رسيدهام و چون با علم خود به دست آوردهام، در مصرف آن نيز مختارم.
اين فكر همه قارونيان است كه قرآن در جاى ديگر آن را چنين بيان كرده است:
همين كه به انسان از جانب خود نعمتى داديم، گويد: اين نعمت بر اثر كاردانى به من داده شده است (در حالى كه) آن فتنهاى است (براى آزمودن وى). «١» اين در حقيقت، انكار توحيد و اثبات قدرت ديگرى در كنار خداست. او براى علم و كاردانى خود تأثير مستقل قائل است، در حالى كه در جهان خلقت، جز خداوند هيچ مؤثر ديگرى وجود ندارد.
مانور تجمّل اظهار نعمت و نشان دادن آن به ديگران بر دو گونه است:
گاهى به عنوان استفاده از نعمت خدا، شكر، يادآورى نعمت و اجابت دستورِ «وَ امَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» «٢» و «خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» «٣» مىباشد. اين پسنديده، خوب و مورد رضايت خداست، چه اينكه او مىخواهد بندگانش نعمتهايشان را آشكار كنند و ديگران اثر نعمت را در آنان ببينند. ولى گاهى به عنوان اظهار مِلك خويش- نه نعمت خدا- و به رخ ديگران كشيدن و آنان را حسرت دادن است. مانور قارون از اين نمونه بود. قارون سوار بر مركب و با بهترين و زيباترين لباسهايش در اجتماع حاضر مىشد تا داراييهاى خويش را به رخ ديگران بكشد و برترى خود را ثابت كرده، آنان را مبهوت جمال و اموال خويش سازد.