تعاليم قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨
تربيت، ايجاب مىكرد كه اين كتاب به تدريج نازل شود تا قلبها بهتر پذيراى آن باشد و آثارش بيشتر و ماندنىتر گردد. آيه شريفه به همين مطلب اشاره دارد: «قرآنى كه ما آن را بخش بخش [بر تو] نازل كرديم تا آن را به آرامى بر مردم بخوانى » «١» ب) قرآن كتاب حجّت و بيان است. در طول دوران بعثت، هم براى مسلمانان سؤالاتى پيش مىآمد كه احتياج به بيان داشت و هم مشركان شبهههايى ايجاد مىكردند كه بايد جواب داده مىشد تا علاوه بر آگاه شدن مسلمانان، حجت بر مشركان نيز تمام شود؛ با نزول تدريجى قرآن اين بيانات و استدلالها در وقت مناسب مطرح مىشد، در حالى كه نزول آن آيات قبل از مطرح شدن شبههها، مناسب نبود.
وَ لَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيراً «٢» و براى تو مَثَلى نياوردند، مگر آنكه [ما] حق را با نيكوترين بيان براى تو آورديم.
ج) قرآن برنامه عمل و احكام براى رخدادهاى مختلف است و اگر برنامه و حكم هر رخدادى در زمان عمل نازل شود، قابل فهمتر و قابل اجراتر است. بدين جهت، آيات قرآن به تناسب حوادث نازل مىشد و شيوه عمل و برخورد با آن حادثه را بيان مىكرد.
د) قرآن حاوى احكام و دستورات فراوانى است كه اگر يكجا نازل مىشد، بايد مورد عمل قرار مىگرفت؛ در حالى كه مردم مشركى كه به تازگى ايمان آورده بودند، ظرفيت پذيرش و عمل به همه آن احكام را نداشتند، ولى با نزول تدريجى قرآن، اين مشكل رخ نمىداد.
هوا پرستان أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا (فرقان، آيات ٤٣- ٤٤)