تعاليم قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٠
و شوهر ملازم يكديگرند و زندگى مادى و معنوى فرزندان خود را تأمين مىكنند و در حفظ و حراست، تغذيه، تأمين لباس و مسكن و تعليم و تربيت آنها مىكوشند. اگر اين رحمت و مشاركت نبود، نسل بشر بهكلى قطع مىشد و هرگز نوع بشر دوام نمىيافت. «١» اين رابطه محبتآميز در چهارچوب خانواده خلاصه نمىشود، بلكه با توجه بهاينكه خانواده زيربنا و نقطه آغازين جامعه است و با توجه به واژه «بَيْنَكُمْ» كه احتمالًا اشاره به همه افراد بشر است، مىتوان گفت: ادامه حيات جامعههاى بزرگتر نيز بدون «مودّت» و «رحمت» ممكن نيست؛ زيرا اين دو «ملاط و چسب» مصالح ساختمانى جامعه انسانى است، چرا كه جامعه از فرد فرد انسانها تشكيل مىشود، همچون ساختمانى كه از قطعات سنگ و آجر تشكيل مىيابد. اگر اين افراد با هم، پيوستگى و ارتباط نزديك نداشته باشند، جامعهاى به وجود نخواهد آمد. «٢» فرق مودّت با رحمت مودّت، محبت قلبى فراگيرى است كه اثرش در عمل ظاهر شود؛ چه در حضور و چه در غياب، چه با زبان و چه با دل؛ ولى رحمت نوعى تأثر نفسانى همراه با دلسوزى است كه از مشاهده شخص محرومى پديد مىآيد و انسان را وا مىدارد كه او را از محروميت نجات دهد. ممكن است انسان نسبت به كسى كه او را مىبيند محبت بورزد، ولى در غيابش آن تأثر را از دست بدهد. «٣» دين فطرى فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَعْلَمُونَ (روم، آيه ٣٠)