تعاليم قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢
معناى «ادعونى» هنگامى تحقق پيدا مىكند كه دعا كننده فقط به خدا توجه نمايد و او را بخواند تا دعايش مستجاب شود؛ و در مورد ديگر مىفرمايد:
اجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ اذا دَعانِ «١» زمانى كه دعا كننده مرا بخواند، دعايش را اجابت مىكنم.
بنابراين، رمز به اجابت رسيدن دعاى «مضطر» اين است كه او با فطرت خداجوى خود به طور يقين احساس مىكند كه از اسباب و علل مادى كارى بر نمىآيد و تنها قدرت بىپايان الهى است كه مىتواند مشكلاتش را برطرف سازد. پس زمانى كه با آگاهى به ناتوانى تمام قدرتها و اسباب و علل و با خلوص و از سوزدل، مشكل خود را با خالق مشكلگشا در ميان گذاشته، عاجزانه از او درخواست چاره كند، خداوند نيز دعاى او را مستجاب كرده، نيازهايش را برطرف مىسازد. «٢» پاسخ به يك اشكال ممكن است كسى بگويد كه اجابت دعاى درماندگان عموميت ندارد. در طول تاريخ افراد درماندهاى دعا كردهاند، اما دعايشان مستجاب نشده است. فرعون در حال غرق شدن كه دستش از همه جا و همه كس كوتاه شده بود، براى نجات خويش شعار توحيد سر داد و به خدا پناه برد، ولى نجات نيافت.
در جواب مىگوييم: ما قبول نداريم كه «بسيارى از دعاها اجابت نمىشود». آن دعاهايى كه اجابت نشده، در حقيقت دعا نبودهاند و دعا كننده يا اصلًا خدا را نخوانده يا خدا را خوانده، ولى دلش به اسباب خارجى گرم بوده است و بدين جهت اجابت نشده و محال است كسى فقط خدا را براى حاجت مشروعى بخواند و اجابت نشود.
علاوه براين، فرعون و امثال وى كه تقاضاى دفع عذاب داشتند، اگر به طور حقيقى توبه مىكردند و ايمان مىآوردند، بىترديد حاجتشان برآورده مىشد، همچنان كه دعاى