تعاليم قرآن (ج4)

تعاليم قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣

خطاب در آيه به رسول خدا (ص) و ساير انبيا، خطابى است حقيقى و تهديد و انذارى است واقعى، چون رسول خدا هم مأمور به احتراز و دورى جستن از شرك و ايمان آوردن به توحيد و همه احكام و معارفى است كه مشركان را بدانها دعوت مى‌كند و همه تكاليفى كه انجام آن را از ديگران مى‌خواهد، خود بايد به شكل بهتر انجام دهد. او هم فردى است از مسلمانان و نمى‌تواند پيشنهاد مشركان را در پرستش بتهاى آنها بپذيرد. «١» البته اينكه در روايات آمده كه غرض اين گونه خطابها، امت پيامبر است نه خود پيامبر، منظور آن است كه پيامبر به مضمون اين خطابها صددرصد عمل مى‌كند، حتى اگر مورد خطاب واقع نباشد و از آنجا كه توجه خطاب به پيامبر در چنين مواردى مؤثرتر است، خداوند پيامبرش را مخاطب قرار مى‌دهد و تهديد را نسبت به او مطرح مى‌كند تا ديگران حساب كار خويش را بكنند و جرأت ارتكاب آن كار را به خود ندهند. «٢» خداوند با كسى خويشاوندى ندارد ممكن است كسى توهّم كند كه پيامبران و اولياى خدا حساب و كتاب خاصى دارند، و اگر خطايى از آنان سر زند خداوند آن را مى‌پوشاند و از آنها مؤاخذه نمى‌كند. اين آيه چنين توهماتى را باطل مى‌داند و به‌طور صريح اعلام مى‌كند كه پيامبر نيز تكليف دارد و مأمور به اداى مأموريت الهى و ابلاغ وحى است. نه حق دارد از آن كم كند و نه حق دارد بر آن بيفزايد. در اين آيه و آيات مشابه پيامبر را با شديدترين لحن مخاطب قرار داده و سوگند مى‌خورد كه اگر شرك بورزى، تمام اعمالت را نابود مى‌كنم و به دنبال آن امر مى‌كند: «پس بندگى كن و از شكرگزاران باش». در آيه ديگر مى‌فرمايد: «اگر پيامبر بعضى از سخنان را از جانب ما بگويد و به ما افترا ببندد، با قدرت جلوى او را مى‌گيريم و رگ قلبش را پاره مى‌كنيم و هيچ يك از شما توانايى مانع شدن نداريد». «٣»