اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى

اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١

قرآن كريم مى‌فرمايد:
«فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها ...» «١» آنها خود صالح پيامبر را تكذيب و ناقه‌اش را پى كردند.
پى‌كردن چهارپايان در هر حالى مكروه است، امّا اگر كسى در خاك دشمن به حيوانى دست يافت، در صورتى كه مى‌ترسد دشمن به آن سوار شود، و به او برسد، مى‌تواند آن را پى كند. «٢» (بنابراين، در حالت ضرورت كراهت برداشته مى‌شود)
اين كلمه در منابع فقهى با لفظ عرقب نيز آمده است.
عَلَمْ‌ عَلَمْ به فتح عين و لام (جمع‌آن اعلام، عِلام) «٣» اسمى عربى است كه در لغت به معناى مَنار، كوه بلند، نشانى كه در راه براى شناختن برپا سازند نشان و پرچمى كه لشگر گرد آن جمع مى‌شوند. «٤» در اصطلاح «٥» به معناهايى كه با آن مناسبت دارد، از قبيل نشان و پرچمى كه لشگر گرد آن جمع مى‌شوند، به كار مى‌رود.
در قرآن كريم مى‌خوانيم:
«وَ مِنْ اياتِهِ الْجَوارِ فى‌ الْبَحْرِ كَالْاعْلامِ» «٦» و يكى ديگر از آياتش كشتيهاى كوه پيكر جارى در درياهاست.