اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨
تخلف از جنگ در قرآن «وَ عَلىَ الثَّلاثَةِ الَّذينَ خُلِفُوا حَتَّى اذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْارْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ انْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا انْ لا مَلْجَأَ مِنَاللَّهِ الاّ الَيْهِ ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا انَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ» «١» و بر آن سه تن كه تخلف كردند تا آنكه زمين با همه گستردگىاش برآنان تنگ شد و بلكه از خود دلتنگ گشتند و دانستند كه از خشم خدا جز به لطف او پناهى نيست. پس خدا به آنان توفيق توبه داد تا توبه كنند كه خداوند بسيار توبهپذير و مهربان است.
شأن نزول آيه هنگامى كه رسول خدا (ص) از جنگ تبوك بازگشت «كعب بن مالك، مراة بن ربيع و هلال بن اميه» كه از جنگ تخلف كرده بودند، نزد آن حضرت رفتند و از اينكه در آن لحظات حساس و سرنوشت ساز كه اسلام در معرض هجوم ابرقدرت روم بود، در صحنه نبرد حضور نيافته بودند، عذرخواهى كردند؛ ولى رسول خدا (ص) به سخنانشان پاسخ نداد و به مسلمانان نيز دستور داد كه با آنان سخن نگويند. همه مسلمانان حتى كودكان به فرمان پيامبر خدا (ص) گردن نهادند و در اين مبارزه منفى به منظور تنبيه متخلفان شركت كردند و از آنان كناره گرفتند. همسران متخلفان براى كسب تكليف نزد پيامبر (ص) رفتند و آمادگى خود را براى شركت در اين مبارزه و منزوى ساختن همسران متخلف خود اعلام كردند و گفتند: «ما نيز از آنان كنارهگيرى مىكنيم.» پيامبر (ص) با كنارهگيرى آنان از شوهرانشان موافقت نكرد، ولى دستور داد كه از همبستر شدن با آنان خوددارى كنند. صحنه شگفتى پديد آمده بود. متخلفان با هر كس سخن مىگفتند، از آنان روى برمى تافت و پاسخ نمىداد. چند روزى بدين گونه گذشت و آن سه نفر با يكديگر به سر بردند، ولى ديگر مدينه بر آنان تنگ شده و ماندن در آن برايشان ميسر نبود. يكى از آنان گفت: «مردم با ما قطع رابطه كردهاند و كسى با ما سخن نمىگويد، خوب است ما هم از يكديگر جدا شويم.» به دنبال اين سخن، آنها از يكديگر جدا شدند