اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى

اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢

پنهان شده بيابند، پس او را گرفته و گردن زدند. «١» جَريح‌ جريح و مجروح به كسى كه زخم برداشته گفته مى‌شود.
حضرت على (ع) به اصحابش فرمود:
«... اذا رَايْتُمْ مِنْ اخْوانِكُمُ الَمجْرُوحَ وَ مَنْ قَدْ نَكِلَ بِهِ، اوْ مَنْ قَدْ طَمِعَ فيهِ عَدُوَّكُمْ فَقُوهُ بِانْفُسِكُمْ» «٢» اگر از برادران رزمنده خود كسى را ديديد كه درجنگ زخم برداشته، و يا عضوى از بدنش قطع شده يا در دسترس دشمن قرارگرفته و مى خواهند او را اسير كنند، با جان خود او را نجات دهيد.
پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمود:
«مَنْ جُرِحَ فى‌ سَبيلِ‌اللَّهِ جاءَ يَوْمَ‌الْقِيامَةِ ريحَهُ كَريحِ‌الْمِسْكِ، وَ لَوْنُهُ لَوْنُ‌الْزَعْفِرانِ عَلَيْهِ طابِعُ الشُّهَداءِ» «٣» هركس در راه خدا زخم بر دارد و مجروح شود، روز قيامت مى‌آيد، در حالى كه بوى او مانند بوى مشك معطر است، و رنگ او مانند رنگ زعفران خوشرنگ است، و سيماى شهيدان بر چهره او نمايان است.
جِزْيَه‌ جزيه در لغت از ماده جَزى‌ يَجْزى‌ به معنى كفايت چيزى از چيزى است «٤» و در اصطلاح فقهى به مقدار مالى گفته مى‌شود كه امام مسلمانان از كافران اهل كتاب كه حاضر به عقد قرار داد صلح شده‌اند، ساليانه دريافت مى‌كند و در قبال آن امنيت مالى،