اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى

اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٣

بسته‌اند تا در كشور اسلامى و در پناه دولت اسلام در امان باشند و در مقابل، شرايطى را كه دولت اسلامى براى آنها تعيين مى‌كند، بپذيرند. «١» رايَة راية كه جمع آن رايات وراى است به‌معناى علامت، پرچم، بيرق، درفش، لوا، لشگر، و علم «٢» مى‌باشد.
در اصطلاح، پرچم بزرگى است كه فرمانده يا پرچمدار آن را به دست دارد و پيشاپيش لشگر جلو مى‌رود. پرچم براى ديگر رزمندگان «٣» محور و علامت جنگ محسوب مى‌شود.
امام باقر عليه‌السلام فرمود:
چون اميرمؤمنان عليه‌السلام به شهادت رسيد، حسن‌بن على (ع) در مسجد كوفه به‌پا خاست و ثناى خدا گفت و بر پيغمبر (ص) درود فرستاد. سپس فرمود: اى مردم! در اين شب مردى از ميان رفته كه پيشينيان بر او سبقت نگرفتند و پسينيان به او نرسند «انَّهُ كانَ لِصاحِبِ رَاية رسول ا ...» او پرچمدار و صاحب رايت رسول خدا (ص) بود كه جبرئيل در طرف راست و ميكائل در طرف چپش بودند. او از ميدان برنمى‌گشت، جز اينكه خدا به وى فتح و پيروزى مى‌داد. «٤» پيامبر (ص) در جنگ خيبر فرمود:
«لَاعْطِيَنَّ الرّايَةَ غَداً رَجُلًا يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسوُلُهُ يَفْتَحُ اللَّهُ عَلى يَدَيْهِ لَيْسَ بِفَرارٍ» «٥» همانا فردا پرچم را به دست مردى مى‌سپارم كه خدا و رسولش او را دوست دارند و خداوند پيروزى را بدست او مى‌آفريند و هيچگاه فرار كننده نيست.