اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى

اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣

حِصارْ حصار در لغت به معنى قلعه يا محاصره كردن كسى در جنگ آمده است.» در اصطلاح به محاصره‌كردن دشمنان در منطقه يا در شهرى بگونه‌اى كه كسى بيرون نرود و كسى هم از خارج وارد نشود، گفته مى‌شود قرآن مجيد در اين مورد مى‌فرمايد:
«خُذُوهُمْ وَ اْحصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ» «٢» آنان را بگيريد و محاصره كنيد و در كمين آنان بنشينيد.
لشكر مسلمانان در غزوه‌هاى صدر اسلام، در مورد لزوم، دشمنان را در محاصره قرارمى‌داد، مثل: محاصره طائف محاصره بنى‌نضير و قلعه‌هاى خيبر توسط رسول‌خدا (ص).
خُدْعَه‌ خدعه درلغت به‌معنى، نيرنگ، گول‌زدن وگمراه‌كردن، چشم‌بندى و غيره ... آمده‌است. «٣» در اصطلاح به كارگيرى نيرنگ و خدعه در جنگ براى نابود كردن يا تسليم ساختن دشمن گفته مى‌شود.
حضرت على (ع) فرمود:
از رسول خدا (ص) در جنگ خندق شنيدم كه فرمود: «الْحَرْبُ خُدْعَةٌ» «٤» يعنى جنگ فريب است.
و نيز فرمود: «تُكَلِّمُوا بِما ارَدْتُمْ» «٥» يعنى آنچه را كه مى‌خواهيد درباره نابودى دشمن (باگفتن دروغ) به زبان بياوريد، آزاد هستيد.
در تاريخ چنين نقل شده است: حضرت على (ع) در جنگ خندق عمروبن عبدود را به كار ديگرى مشغول كرد و سپس به پاى او شمشير زد كه قطع شد. عمرو گفت: اى على‌