اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩
طرح عنوان «دارالحياد» بر اساس وضعيت خاص حبشه و نظير آن بوده و سيره نويسان و فقها حكم اعتزال را در باره آن صادق دانسته اند. حديث نبوى زير گواه همين مطلب است:
«تارِكُواالْحَبَشَةِ ما تَرَكُوكُمْ» متعرّض حبشه نشويد تا وقتى كه حبشه متعرّض شما نشده است. «١» دِرْع دِرْعُ الْحَديد در لغت بمعنى زره آهنى. الدّارع يعنى كسى كه زره آهنين برتن كرده باشد. «٢» رسولخدا (ص) زرهاى داشت سهحلقه، يك حلقه جلو و دوحلقه پشت، كه ذاتالفضول ناميده مىشد. «٣» در مورد زره اميرمؤمنان چنين روايت شده است:
«وَ رُوِىَ انَّ دِرْعَهُ (ع) كانَتْ لاقَبَّ لَها اىْ لا ظَهْر لَها» «٤» روايت شده كه زره آن حضرت پشت نداشت.
امير مومنان (ع) فرمود:
«فَقَدِّمُوا الدَّارِعَ وَ اخِّرُوا الْحاسِرَ» «٥» زره پوشان را جلو بيندازيد و بى زره را عقب قرار دهيد.
دَعْوَت دعوت در لغت از دعا، يدعو به معنى خواندن است.
در اصطلاح لازم است كه مسلمانان در جنگ ابتدايى قبل از شروع به جنگ ابتدا آنان