اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى

اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤

خدعه كردى. حضرت جواب داد «الْحَرْبُ خُدْعَةٌ» جنگ، فريب است. «١» پيامبر (ص) فرمود:
«ثَلاثٌ يَحْسِنْ فيهِّنَ الْكِذْب: الْمَكيدَةُ فِى‌الْحَرْبِ وَعَدْتُكَ زُوْجَتُكَ وَالْاصْلاحِ بَيْنَ النَّاسِ» «٢» در سه جا دروغ نيكوست، فريب در نبرد و وعده به همسر خود و سازش دادن ميان مردمان.
خَراجْ‌ خراج از ماده خَرَجَ در لغت به معنى بيرون آمدن است و در اصطلاح يكنوع ضريب مالى و مالياتى است كه از طرف دولت اسلامى بر زمينهاى آبادى كه از كافران در جنگ به دست مسلمانان افتاده اعمال مى‌شود. «٣» بيشترين مصرف خراج، در امور رزمندگان و مصالح مردم است. «٤» خراج دو قسم است: مقاسمى و غير مقاسمى.
١- مقاسمى: حاكم قسمت معينى مانند ١٤، ١٣ عايدى زمين را از كسى كه از زمين استفاده مى‌كند مى‌گيرد.
٢- خراج غير مقاسمى (وظيفه): حاكم مقدار معينى را از گندم يا پول نقد به عنوان خراج مشخص كرده و از استفاده كننده از زمين مى‌گيرد. «٥» خَوارِجْ‌ خَوارِجْ جمع خارجى به معنى پيروى از بيگانه و طغيان كننده عليه حاكم مى‌باشد. «٦»