اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى

اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣

پناهندگى «استجاره» ناميده مى‌شود. در فتح مكه وقتى لشكر اسلام در نزديكى مكه اردو زده بود، شبانه ابوسفيان براى كسب اطلاعات به نزديك اردوگاه مسلمانان آمد كه توسط عباس عموى پيامبر كه در حال گشت‌زنى بود، شناسايى و به وى امان داده شد.
وقتى عباس ابوسفيان را خدمت پيامبر (ص) آورد آن حضرت دستور داد كه او را نزد خود نگهدارد و فردا بياورد «١» امان دو قسم است: فردى و گروهى. امان گروهى فقط به دستور امام يا نائب او صادر مى‌شود، ولى امان فردى را هر مسلمانى مى‌تواند صادر كند، بدين معنى كه هر يك از نيروهاى سپاه اسلام مى‌تواند به فرد يا افرادى از لشكر كافران امان دهد و او را در پناه خود بگيرد. «٢» آيه زير مؤيد اين حكم است:
«وَ انْ احَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَاجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ ابْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِانَّهُمْ قَوْمٌ لايَعْلَمُونَ» «٣» و اگر يكى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد به او پناه ده تا اين كه سخن خدا بشنود سپس او را به جاى امنى برسان، زيرا كه آنها گروهى ناآگاهند! (با برنامه‌هاى سازنده دين اسلام آشنايى ندارند).
از حضرت على (ع) چنين روايت شده است:
«مَنِ ائْتَمَنَ رَجُلًا عَلى دَمِهِ ثُمَّ خانَ بِهِ فَانَامِنَ الْقاتِلِ بَرِىٌّ، وَ انْ كانَ الْمَقْتُولُ فِى‌النَّارِ» «٤» هر كس مردى را براى حفظ جانش امان دهد، سپس به او حيله بزند و خيانت كند، من از قاتل او بيزارم، هر چند جايگاه مقتول، جهنم باشد.