اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥
بعد از اداى ديون او، بين ورثهاش تقسيم مىشود؛ مانند ميّت. «١» و اگر مرتد فطرى زن باشد، به قتل نمىرسد. بلكه به زندان ابد مىافتد و در اوقات نمازها زده مىشود و در معيشت براو تنگ گرفته مىشود و توبهاش قبول مىشود، پس اگر توبه نمايد از زندان آزاد مىشود. «٢» حكم مرتد ملّى مرد مرتد ملّى توبه داده مىشود، پس اگر خود دارى كرد، كشته مىشود، و احوط آن است كه سه روز از او بخواهند كه توبهنمايد (و اگر توبهنكرد) در روز چهارم كشتهمىشود. «٣» ارْض صُلح ارض صلح در لغت يعنى سرزمين صلح و آشتى.
در اصطلاح فقه، ارض صلح به زمينى گويند كه ملك اهل ذمّه است، و پيامبر (ص) يا امام (ع) با آنها قرار داد صلح بسته، بدين ترتيب كه زمين مال آنها باشد؛ ولى جزيه بپردازند. «٤» «الْارْضُ الْمَفْتُوحَةَ عَنْوَةً» زمين فتح شده با قدرت و زور.
از ديدگاه فقه اسلامى «ارض مفتوح عنوة» يعنى آن مقدار از سرزمين كافران كه بوسيله قدرت نظامى اسلام [فتوحات اسلامى] از آنها گرفته شده است. منافع چنين زمينى با نظر امام صرف مصالح مسلمانان مىشود. ارض مفتوحالعنوة را «ارض خراج» «٥» هم مىنامند.
زمين كافرانى كه [قبل از رسيدن قواى نظامىاسلام] اسلام را بپذيرند، ملك آنها خواهد بود و بجز زكات چيز ديگرى پرداخت نمىكنند. «٦»