اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى

اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧

به سپاهى كه بر شما گذر خواهند كرد توصيه نمودم به چيزى كه خدا بر آنها واجب كرده، كه از آزار مردم و رنج دادن آنها خوددارى كنند. من شما و همه آنها را در پناه شما، گواه مى‌گيرم كه نسبت به زيانها و آزارهاى افراد ارتش بيزارم، مگر گرسنه‌اى كه از روى ناچارى براى رفع گرسنگى اضطرارى از مال كسى استفاده كند و راه ديگرى جز اين براى سيركردن شكم خود نداشته باشد. شما خود هر كس را ديديد، از مال كسى به ستم چيزى گرفت، او را از ستم بازداريد و به سزايش برسانيد. دستهاى تجاوزگر ابلهان و نادانان را از زيان رساندن و تعرض به مردم باز داريد، مگر آنچه را از روى اضطرار مستثنا كردم. من خود به همراه لشكر و پشت سر آنها هستم؛ بنابراين در مورد ستمى كه بر شما روا مى‌شود، نسبت به هر آنچه كه به دست مى‌آورند، از چيزهائى كه بر آنان چيره مى‌شوند و شما قادر به دفع آنها نيستيد؛ مگر آنكه به خدا و به من پناه بريد، شخصاً به خود من مراجعه كنيد و بدانيد كه به يارى خدا آن را چاره مى‌كنم و به حالت اول باز خواهم گرداند. انشاء الله.
معاهده‌ معاهده يعنى بستن پيمان و قرارداد صلح با كشور متخاصم.
توضيح بيشتر در اين زمينه را در واژه صلح و امان ببينيد.
منافق‌ منافق در لغت يعنى كسى كه كفر را در خود پنهان كرده و به ايمان تظاهر مى‌كند، كسى كه دشمن را پنهان كرده و به دوستى تظاهر مى‌كند، و هر كس كه اظهار كند چيزى را كه برخلاف آن معتقد است. «١» در اصطلاح به كسانى گفته مى‌شود كه به جنگ با دولت‌اسلام برمى‌خيزند، و كافر نيستند.
در دوران حضرت على (ع) منافق شامل سه گروه قاسطين، مارقين و ناكثين مى‌شده است.
در قرآن كريم يك سوره مستقل به نام منافقين آمده است. همچنين حدود ٣٨ آيه در مورد نفاق و منافق ذكر شده كه به چند آيه اشاره مى‌كنيم.