اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى

اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩

حضرت على (ع) به فرزندش امام حسن (ع) فرمود:
«لاتَدْعُوَنَّ الى مُبارَزَةِ وَ انْ دُعيتَ الَيْها فَاجِبْ، فَانَّ الدَّاعى باغٍ، وَ الْباغى مَصْرُوعٌ» «١» اى فرزندم! در جنگ ابتدا مبارز مطلب، ولى اگر تو را براى مبارزه خواندند، اجابت كن، زيرا مبارزه طلب (جنگ طلب) ستمكار است، و ستمكار شكست خورده است.
مُتَأَوِّل‌ مُتَأَوِّل در لغت تفسير كننده، تاويل كننده و تشريح كننده «٢» وكسى كه كلام را از معنى ظاهرى بر معناى مخفى‌تر حمل مى‌كند. «٣» دراصطلاح عبارت‌است‌از: كسى كه به‌انكار بعضى‌از واجبات و حلّيت بعضى از محرمات معروف و شناخته شده تفاخر مى‌كند: مانند انكار امامت اميرمؤمنان (ع) و ساير ائمه (ع) ياانكار مسح پاها در وضو براى نماز يا توصيف خداوند به اوصافى كه منزّه از آن است. «٤» متأول ابتدا با برهان و استدلال، به حق دعوت شده به شبهه‌اش پاسخ داده مى‌شود. اگر توبه‌كرد، توبه‌اش قبول‌است، ولى اگر برنظر خود پافشارى‌كرد، به «قتل‌صبر» كشته‌مى‌شود. «٥» (و در صورتى كه گروهى باشند كه بر عقيده خود پافشارى كنند و براى دستگيرى و اجراى حكم آنها جز با جنگ ممكن نباشد، بايد با آنها جنگيد؛ مانند اهل جمل، نهروان و صفين.) «٦» متحيّز الى فئة متحيز الى فئة يعنى كسى كه از ميدان نبرد و مصاف با دشمن مى‌گريزد ليكن نه به‌