دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩٨٧

تعزیه
جلد: ١٥
     
شماره مقاله:٥٩٨٧

تَعْزیه، از مادۀ «ع ز ی» به معنای صبر و شکیبایی کردن ( المنجد، ذیل عزی). این واژه در فرهنگ و ادبیات مذهبی مسلمانان، به‌ویژه شیعیان، به معانی گوناگون دیگر به کار می‌رود. عزا و سوگ، مجلس عزاداری و روضه‌خوانی، نوحه‌سرایی در مرگ و شهادت امامان و معصومین، به‌ویژه سیدالشهداء امام حسین(ع)، همدردی با مصیبت دیدگان و تسلیت گفتن و سر سلامت دادن به بازماندگان از دست رفته، از رایج‌ترین معانی و مفاهیم این واژه است (بلوکباشی،٢٣؛ نیز نک‌ : لغت‌نامه...، ذیل تعزیت و تعزیه؛ EI١, VIII/٧١١). اطلاق تعزیه به نوعی نمایش آیینی ـ مذهبی دربارۀ واقعه‌های تاریخی ـ مذهبی و حماسی،وعمدتاً واقعۀ کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یاران او و مصایب خاندان پیامبر(ص)، از مفاهیم اصطلاحی این واژه در ایران است (بلوکباشی، همانجا؛ نیز نک‌ : ه‌ د، تعزیه‌خوانی).
در زبان اردو «تعزیه» به معانی تربت، ضریح و عمارتِ روضه، و «تعزیه‌دار» به معنای ماتم‌دار و سینه‌زنی‌کردن( اردو دائرةالمعارف...، ٦/٤٥٥)، سازندۀ تعزیه و سازندۀ علامت شبیه برای سوگواری، و سینه‌زن و عزادار(چوهدری، ١٧٤) و در بنگال به معنای محمل شتر یا عماری فیل ( اردو دائرةالمعارف، همانجا) به‌کار می‌رود (برای معانی دیگر تعزیه و واژه‌های ترکیبی تعزیه در زبان اردو، نک‌ : مهذّب اللغات،٣/٢٧١-٢٧٢؛ اردو لغت، ٥/٢٩٥؛ «لغت‌نامه...١»، ٣٢٧).
در هند و برخی حوزه‌های جغرافیایی ـ فرهنگی دیگر جهان، مانند عراق، تعزیه به تابوت‌واره یا هیکلی تمثیلی از گور،ضریح،گنبد و بارگاه امام‌حسین(ع)درکربلاگفته می‌شود. این صندوق تمثیلی را در شمال هند«تعزیه»، و در جنوب هند «تابوت» می‌نامند(هالیستر،١٦٦؛EI١، همانجا؛ نیزنک‌ : ER, XIV/٣٥٩; EI٢).
ساختمان،شکل،جنس،اندازه و نوع آرایه‌ها و نقش و نگارهای تزیینی تابوت‌واره‌های تعزیه در هرسرزمین و شهر و ناحیه با هم فرق می‌کنند. نظام باورهای مردم شیعۀ هر حوزۀ فرهنگی و تأثیرپذیری از فرهنگهای دیگر، به‌ویژه از گروههای قومی ـ مذهبی مجاور خود، به نحوی آشکار در چگونگی شکل ساختمان و آرایه‌بندی تعزیه‌ها و در شیوه و رسم عزاداری و تعزیه‌گردانی اثر بخشیده است. تعزیه‌هایی که در بخشهایی از میان‌رودان (بین‌النهرین)، مانند کربلا رایج است، معمولاً به شکل صندوقی مربع یا مربع مستطیل با سقفی دوشیبی یا تخت و تقریباً شبیه ضریح زیارتگاه و به اندازه‌های بزرگ و کوچک ساخته شده‌اند.
استخوان‌بندی و دیواره‌ها و سقف این تعزیه‌ها بیشتر از چوب، و ستونهای آنها گاهی از فلز است. رویۀ دیواره و سقف آنها کنده‌کاری شده، و با کاغذهای رنگین و گل و بته‌های کاغذی زرین و نقره‌ای پوشیده، و روی برخی از آنها شعرهای مذهبی نوشته شده است. برخی از تعزیه‌ها را نیز ساده و بی‌نقش و نگار می‌سازند و درمحرم آنها را با روکش شال یا زری و پارچه‌های سیاه و سبز می‌پوشانند و با شاخه‌های گل و گیاه و شمع و چراغ و انواع گوهرها می‌آرایند (بلوکباشی، ٢٤-٢٥).
تعزیه‌هایی که درمیان شیعیان هندوستان و در شهرهایی مانند لکهنو، حیدرآباد، کلکته، دهلی و... به کار می‌رود، از لحاظ شکل و شمایل با تعزیه‌های رایج میان شیعیان عراق فرق دارد. این تعزیه‌ها را معمولاً از چوب خیزران و مقوا و کاغذهای الوان و به صورت خیالی از روی گنبد و بارگاه و ضریح امام حسین(ع) می‌سازند. بلندی تعزیه‌های بزرگ گاهی به ٥ تا ٦ متر می‌رسد. این تعزیه‌ها را با کاغذهای نقره‌ای و طلایی روکش می‌کنند و با آبنوس یا عاج و حتى نقره و کاغذهای رنگارنگ و چیزهای دیگر تزیین می‌کنند (هالیستر، همانجا؛ تریتن، ٧٥؛ نیز نک‌ : کول، ١٠٢-١٠٣؛ بلوکباشی، ٢٥). برخی از مردم تعزیه‌های خود را با خوشه‌های گندم یا جو نورسیده و گل و گیاه دیگر و انواع چراغهای روشنایی می‌آرایند. مسلمانان مناطق کوهستانی هند تعزیه‌هایشان را با چوب شاخه‌های درختان کوهی می‌سازند و با برگ و گل گیاهان کوهی می‌پوشانند (جعفری، ٢٢٣).
دو نوع تعزیه در شبه قارۀ هند به کار می‌رود. یکی موقت و دیگری دائم و همیشگی. تعزیه‌های همیشگی را معمولاً «ضریح» می‌نامند و در زیارتگاههایی که امام باره(ه‌ م)، تعزیه‌خانه و عاشوراخانه می‌نامند، برای زیارت مردم نگه می‌دارند. هریک از امام‌باره های بزرگ قدیمی، تعزیه یا ضریحی مخصوص به خود دارد (جعفری، هالیستر، همانجاها؛ نیز نک‌ : بلوکباشی،٢٦). ضریحهای دائم، مظهر و نمادی از ضریح امام حسین(ع) در کربلا به‌شمار می‌آید و شیعیان هند که دور از سرزمین مقدس کربلا زندگی می‌کنند و رفتن به کربلا و زیارت مرقد امام برایشان دشوار است، این ضریحها را به نیت ضریح سالار شهیدان زیارت، و برآورده‌شدن حاجتشان را از آنها طلب می‌کنند(یادداشت مؤلف).
هرساله در آغاز محرم، تعزیه‌های موقت را می‌سازند و در روز عاشورا آنها را با علمهایی به محلهای معروف به کربلا می‌برند(هالیستر، ١٧٢؛ لولین جونز، ٢٠٣-٢٠٤). در پایان مراسم ماتم روز عاشورا، یا در روز اربعین امام حسین(ع)، تعزیه‌ها را در گورستانهای اطراف کربلاها به خاک می‌سپارند، یا در چاه و یا به رودخانه و دریا می‌اندازند (تریتن، جعفری، هالیستر، همانجاها؛ احمد، ٣٢؛ نیز نک‌ : حکمت، ٢٥٢-٢٥٣؛ نقوی، ١٧١). در برخی جاها در مسیر حرکت تعزیه از امام باره به کربلا، تعزیه‌گاههایی(مانند تعزیه‌گاه حضرت گنج) ساخته‌اندکه دسته‌های حامل تعزیه در آنجاها توقف و استراحت می‌کنند (لولین جونز، ٢٠٥-٢٠٦).
کربلاهای محلی در هند الگویی از گورستان کربلا در جوار مزار امام‌حسین(ع)درکشور عراق است. مقداری خاک از کربلای واقعی آورده، و در کربلاهای محلی پاشیده، و آنها را متبرک کرده‌اند. شیعیان مردگان خود را هم در این کربلاهای محلی به خاک می‌سپارند (چلکوفسکی، ٥٥).
میرعبداللطیف‌خان شوشتری‌که در١٢٠٣ق/١٧٨٨م به هندوستان سفر کرده بود، گزارشی از رسم مشابه تعزیه‌گردانی در ماه محرم در میان دو گروه هندو و شیعه به تقلید و تأسی از یرخی آداب و رسمهای رایج در فرهنگهای یکدیگر، در تحفةالعالم آورده است. وی و دربارۀ هندوهای برخی از شهرها می‌نویسد: مردم و «اعاظم و متمولین هنود»که «بویی از مسلمانی و بانگ محمدی» نبرده‌اند، «تعزیه‌خانه‌های عالی به تکلف دارند». در ماه محرم «رخت سوگواری پوشند»و در«تمام عشره» «ترک لذات کنند» و «شبها و روزها به زبان هندی و فارسی مرثیه‌خوانی و سنگ‌زنی کنند» و «شبیه به ضرایح مقدسه از چوب یا کاغذ سازند» و «بر خاک غلطند» و«نزد آنها به سجده روند» و «طلب مطالب» کنند. «بعد از انقضای ایام عاشورا آنها را یا در رودخانه غرق کنند، یا در جایی معین دفن کنند و آن را کربلا گویند». «مسلمانان نیز در بنگاله و سایر بلاد اسلام، تقلید ایشان در آن حرکات کنند» (ص ٤٣٤-٤٣٥؛ برای گزارش جامعی دربارۀ انواع و اشکال تعزیه‌ها و مراسم حمل و دفن آنها مبتنی‌بر مشاهدات و تحقیقات، نک‌ : دائرةالمعارف...، ٤/٤٤٧-٤٤٩).
جیمز موریه در سفرهایش به ایران در ١٢٢٣-١٢٢٤ق/١٨٠٨-١٨٠٩م و ١٢٢٥-١٢٣٠ق/١٨١٠-١٨١٥م، گزارشهایی از حمل این تابوت واره‌ها توسط هندیها در مراسم عزاداری محرم در تهران می‌دهد. در سفرنامۀ نخستین خود به عزاداری هندیان در روز ٨ محرم و حمل ضریح آذین بستۀ کوچکی که در آن قبر امام را به نمایش گذاشته بودند، اشاره می‌کند («سفری...١»، ١٢٤) و در سفرنامۀ دوم خود در وصف مراسم عاشورای شیعیان به محملی شبیه تابوت یا ضریح مزین به گوهر و سنگهای گرانبها اشاره می‌کند که دورادور آن را با شالهای کشمیری پوشانده بودند و ٨ تن مرد آن را روی شانه‌هایشان می‌کشیدند و بر سر ضریح دستاری گذاشته بودند. موریه این ضریح را«قبر پیغمبر» و دستار را مظهر عمامۀ ایشان معرفی می‌کند که احتمالاً مربوط به امام حسین(ع) بوده است («دومین...٢»، ١٨٠).
دربارۀ گذار آیین تعزیه‌گردانی از هندوستان به نقاط دیگر جهان، ازجمله به جزایر ترینیداد و توباگو (کشوری در جنوب دریای کارائیب)، نیز گزارشهایی داده شده است. در سالهای میان ١٨٤٥ و ١٩١٧م بریتانیاییها گروهی از کارگران هندی را برای کارهای قراردادی به این جزایر بردند. این گروه هرساله مراسم عاشورا را که به آن«هُسَی» (قس: حسین)می‌گویند، در سرزمین جدیدشان برپامی‌کنند. این‌هندیان ــ که بیشترشان شیعه هستند ــ با ساختن تابوتهای بزرگ و کوچک تمثیلی به نام «تَجَه» (صورت تغییریافتۀ «تعزیه»)، که آن را «هُسَی» هم می‌نامند، کارناوالی راه می‌اندازند و آداب دفن و در آب افکندن آنها را با مراسمی خاص برگذار می‌کنند (EI٢, X/٤٠٨؛ چلکوفسکی، ٥٤ بب‌ ؛ برای مسلمانان ترینیداد و توباگو، نک‌ : کتانی، ٢٠١-٢٠٣؛ برای آگاهی از صورتهای دیگر این تابوت‌واره در عزاداریهای شیعیان ایران و مراسم تابوت‌گردانی، نک‌ : بلوکباشی، سراسر کتاب؛ نیز ه‌ د، تابوت‌گردانی؛ برای مراسم ساختن تابوت تمثیلی امام حسین(ع) به نام «یادبود تابوت» و گرداندن آن در روز «سورا» (قس: عاشورا)درمیان مسلمانان اندونزی،به‌ویژه مسلمانان جزیرۀ سوماترا، نک‌ : شهرستانی، ٣٦٢-٣٦٧؛ در موضوع تابوتها، قس: «تابوت عهد» در جودائیکا، III/٤٥٩ ff.؛ ERE,I/٧٩١-٧٩٣).
مآخذ: احمد، عزیز، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ترجمۀ نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران، ١٣٦٧ش؛ اردو دائرةالمعارف اسلامیه، لاهور، ١٣٨١ق/١٩٦٢م؛ اردو لغت، کراچی، ١٩٧٧م؛ بلوکباشی، علی، نخل‌گردانی: نمایش تمثیلی از جاودانگی حیات شهیدان، تهران، ١٣٨٠ش؛ چلکوفسکی، پیتر، «آثار سنتهای ایرانی در مراسم ماه محرم در کارائیب»، ایران‌شناسی، ١٣٧٢ش، س ٥، شم‌ ١؛ چوهدری، شاهد، فرهنگ واژه‌های فارسی در زبان اردو، تهران، ١٣٧٥ش؛ حکمت، علی‌اصغر، سرزمین هند، تهران، ١٣٣٧ش؛ دائرةالمعارف تشیع، به کوشش احمد صدر حاج سیدجوادی و دیگران، تهران، ١٣٨١ش؛ شوشتری، عبداللطیف، تحفةالعالم، به کوشش صمد موحد، تهران، ١٣٦٣ش؛ شهرستانی، صالح، عزای حسین، قم، ١٣٩٣ق؛ لغت‌نامۀ دهخدا؛ المنجد؛ مهذب اللغات، به کوشش حسن اکمال لکهنوی، لکهنو، ١٩٧٨م؛ نقوی، شهریار، فرهنگ اردو ـ فارسی، اسلام‌آباد، ١٤١٢ق/١٩٩١م؛ یادداشت مؤلف؛ نیز:
Cole, J. R. I., Roots of North Indian Shī’ism in Iran and Iraq , London, ١٩٨٨; A Dictionary of Urdū, Classical Hindī, and English, ed. J. T. Platts, Oxford, ١٩٨٢; EI١; EI٢; ER; ERE; Hollister, J. N., The Shi’a of India, London, ١٩٧٩; Jaffri, H. A., »Muharram Ceremonies in India«, Taªzieh: Ritual and Drama in Iran, ed. P. J. Chelkowski, New York, ١٩٧٩; Judaica ; Kettani, M. A., Muslim Minorities in the World Today, London, ١٩٨٦; Llewellyn-Jones, R., A Fatal Friendship, Delhi, ١٩٨٥; Morier, J., A Journey Through Persia, Armenia, and Asia Minor to Constantinople in the Years ١٨٠٨ and ١٨٠٩, London, ١٨١٢; id, A Second Journey Through Persia, Armenia, and Asia Minor to Constantinople, Between the Years ١٨١٠ and ١٨١٦, London, ١٨١٨; Tritton, A. S., Islam Belief and Practices; London, ١٩٦٦.
علی بلوکباشی


١. A Dictionary...
١. A Journey...
٢. A Second...