دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٨٩

ترکمنستان
جلد: ١٥
     
شماره مقاله:٥٨٨٩

تُرْکَمَنِسْتان، کشوری در جنوب غربی آسیای مرکزی. این کشور با ١٠٠،٤٨٨ کمـ ٢ وسعت و ٠٠٠،٨٣٣،٤ تن جمعیت (١٣٨٤ش/٢٠٠٥م) (ویکی‌پدیا١)، از شمال غربی با قزاقستان، از شمال شرقی و شرق با ازبکستان و از جنوب با ایران و افغانستان هم مرز، و از جانب غرب به دریای مازندران محدود است (نک‌ : نقشه)، و از لحاظ تقسیمات کشوری به ٦ استان به نامهای عشق ـ آباد، آخال، بلخان، داش حوض، لباب و مرو (ماری) تقسیم می‌شود («فرهنگ جهانی٢»). شهر عشق آباد در جنوب ترکمنستان مهم‌ترین شهر و مرکز کشور، و بندر ترکمن باشی (کراسنوودسکِ پیشین) در کرانۀ دریای مازندران مهم‌ترین بندر اقتصـادی و نظامـی آن است و شهـرهای مرو، چارجـو و داش ـ حوض از دیگر شهرهای مهم ترکمنستان به شمار می‌آیند (احمدیان شالچی، ٢٤٥). در ١٣٨٢ش/٢٠٠٣م، ترکمنها ٨٥٪، ازبکها ٥٪ و روسها ٤٪ از جمعیت ترکمنستان را تشکیل می‌داد‌ند (ویکی‌پدیا) و ٦٪ بقیه شامل اقلیتهای قومی تاتار، اوکراینی، آذربایجانی، ارمنی و بلوچ بوده است (انکارتا٣). بیش از ٩٠٪ جمعیت ترکمنستان مسلمان‌اند و از آن میان، جز شمار اندکی شیعۀ دوازده امامی که غالباً آذربایجانی‌اند، همگی سنی حنفی مذهب‌اند. بزرگ‌ترین اقلیت دینی ترکمنستان مسیحیان‌اند که
بیشتر پیرو کلیسای ارتُدکس روسی‌اند (احمدی لفورکی، ٣٩؛ روشندل، ٥٣). زبان ترکمنی که اکثریت جمعیت ترکمنستان بدان تکلم می‌کنند، زبان رسمی این کشور است. در کنار زبان ترکمنی از زبان روسی که تا پیش از استقلال ترکمنستان زبان رسمی این کشور بود هم استفاده می‌شود. در سالهای پس از استقلال، کوششهای بسیاری صورت گرفت تا زبان ترکمنی به عنوان زبان اصلی در مراکز اداری و آموزشی به کار گرفته شود (انکارتا؛ احمدیان شالچی، ٢٤٢-٢٤٣؛ آکینر، ٣٢٢).
ترکمنستان سرزمینی هموار است که بجز رشته‌کوههایی در جنوب و شمال غربی، سراسر آن‌ را سرزمینهای کم ارتفاع، بیابانی و شنزار پوشانده است. کوههای پاراپامیز و کپه داغ، مهم‌ترین رشته‌کوههای ترکمنستان در جنوب و جنوب غربی کشور واقع‌اند. کپه‌داغ که ارتفاعات مرزی ترکمنستان با ایران را تشکیل می‌دهد، از کرانه‌های دریای مازندران شروع می‌شود و در جهت شرق تا هریرود (تجن) امتداد می‌یابد و کوههای بلخان بزرگ و کوچک از بلندیهای معروف آن است ( فرهنگ جغرافیایی...، ٤/١٥٢؛ نیز نک‌ ‌: ه‌ د، بلخان).
بیش از ٩٠٪ خاک ترکمنستان را سرزمینهای هموار بیابانی تشکیل می‌دهد. بزرگ‌ترین و معروف‌ترین این بیابانها کویر قره‌قوم است. این کویر که بیش از ٣٥٠ هزار کمـ‌ ٢ وسعت دارد، یکی از بزرگ‌ترین کویرهای شنی جهان است که حدود ٨٠٪ کل مساحت ترکمنستان را پوشانیده است. این کویر نواحی غربی، مرکزی و شمالی ترکمنستان را دربرگرفته، و ادامۀ آن به قزاقستان هم کشیده شده است («نگاهی ...»، ٢٨٣؛ روشندل، ٣٥؛ احمدیان شالچی، ٢٣١؛ سارلی، ١/٧).
آب و هوای ترکمنستان خشک و بیابانی با تابستانهایی گرم و طولانی و زمستانهایی سرد است. دمای هوا در تابستان به ندرت از °٣٥ سانتی‌گراد پایین‌تر می‌آید و دمای جنوب صحرای قره‌قوم در تابستان تا °٥٠ سانتی‌گراد هم می‌رسد. در زمستانها دمای هوا تا کمتر از °٣٣- سانتی‌گراد نیز کاهش می‌یابد. در نقاط مرتفع جنوبی از خشکی هوا کاسته می‌شود و رطوبت هوا افزایش می‌یابد. میزان بارندگی سالانه در نواحی کویری حدود ٨٠ میلی‌متر و در مناطق کوهستانی هم مرز با ایران حدود ٣٠٠ میلی‌متر است (روشندل، ٣٣-٣٤؛ سارلی، ١/ ٨؛ احمدیان شالچی، ٢٣١، ٢٣٣). بخشهای بزرگی از ترکمنستان در نواحی شمالی و میانی آن فاقد آبهای جاری است و فقط در نواحی جنوبی و شرقی‌آن رودهایی‌جریان دارد‌(«دائرة‌المعارف…١»،XXXII/٤٣٠ ). مهم‌ترین رودخانۀ ترکمنستان آمودریا (ه‌ م) یا جیحون است. این رودخانه که در شرق و شمال شرقی ترکمنستان جریان دارد، از کوههای هندوکش و فلات پامیر سرچشمه می‌گیرد. بسیاری از شهرهای عمده و آبادیهای کشور در مسیر این رودخانه واقع شده‌اند. پهنای این رودخانه در برخی از مناطق آن به حدود ٣ کمـ ‌می‌رسد و قـابـل کشتی‌رانی است و کشتیهای باری و مسافربری از این راه به ازبکستان رفت و آمد دارند (احمدیان شالچی، ٢٣٣؛ روشندل، ٣٢). رودخانۀ مرغاب از دیگر رودخانه‌های ترکمنستان است که اراضی جنوب شرقی آن‌ را آبیاری می‌کند. این رودخانه از کوههای افغانستان سرچشمه می‌گیرد و مسیر ابتدایی آن به موازات آمودریا، از شرق به غرب است، سپس در جهت شمال جریان می‌یابد و سرانجام در ریگزارهای قره‌قوم ناپدید می‌شود (احمدیان شالچی، ٢٣٤؛ روشندل، همانجا).
رودخانۀ تجن (ه‌ م) که از به هم پیوستن دو رودخانۀ هریرود و کشف رود در محل پل خاتون در مرزهای ایران و ترکمنستان به وجود می‌آید، از دیگر رودخانه‌های مهم این کشور است. این رودخانـه حدود ١٢٥ کمـ‌ از مـرزهـای ایران و تـرکمنستان را تشکیـل می‌دهـد و سپس به طول ٩٠ کمـ‌ در خاک ترکمنستـان جریان می‌یابد و سرانجام در ریگزارهای قره‌قوم فرو می‌رود.
از دیگر رودخانه‌های ترکمنستان رود اترک (ه‌ م) است که از ایران سرچشمه می‌گیرد و پس از طی مسیری در خاک ترکمنستان، بخشی از مرز مشترک این کشور با ایران را به درازای ٢٥٠ کمـ‌ تشکیل می‌دهد و سرانجام به دریای مازندران می‌ریزد. با وجود این رودخانه‌ها، شریان حیاتی آب ترکمنستان کانال معروف قره‌قوم است که برای حل مشکل خشک‌سالی و کـم‌آبـی تـرکمنستـان در ١٣٣٥ش/١٩٥٦م‌بـه درازای ١٠٠‘١ کمـ احداث شد. این کانال حجم بسیار زیادی از آب رودخانۀ آمودریا را در شرق ترکمنستان به داخل این کشور جاری می‌سازد. با احداث این کانال اراضی وسیعی از بیابانهای ترکمنستان آبیاری و به زیرکشت پنبه رفت و گروهی از عشایر دام‌پرور ترکمن در حاشیۀ آن اسکان داده شدند (روشندل، ٣٣؛ احمدیان شالچی، ٢٣٣-٢٣٤).
اقتصاد ترکمنستان برپایۀ تولید و فرآوری گاز طبیعی، نفت، کشت پنبه و منسوجات استوار است. ترکمنستان دارای ٥٣٥تریلیون فوت مکعب ذخایر گاز شناخته شده، و از این لحاظ در بازار انرژی جهانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این کشور سالانه حدود ٨٠ میلیارد م‌ـ ٣ گاز طبیعی تولید می‌کند که ٩٦٪ از آن قابل صدور است (انصاری راد، ١٩٦-١٩٧). ذخایر ثابت شدۀ نفت ترکمنستان ٤/١ میلیارد بشکه و ذخایر نفت قابل استحصال واقعی آن حداقل ٢/٤ میلیارد بشکه برآورد شده است (روشندل، ١١٤). صنایع این کشور بیشتر در زمینه‌های استخراج نفت و گاز طبیعی، پالایش نفت، استخراج سولفور و سولفات سدیم، صنایع شیمیایی، تولید برق، پارچه‌بافی، قالی بافی (دستی و ماشینی)، صنایع غذایی، شراب‌سازی و صنایع سبک است. پنبه مهم‌ترین محصول کشاورزی ترکمنستان است که با ٠٠٠‘٤٠٠‘١ تن در ١٣٧٩ش/١٩٩٠م،٦٠٪ از کل محصولات کشاورزی این کشور را تشکیل می‌داد که از این نظر در میان جمهوریهای شوروی سابق پس از ازبکستان مقام دوم را داشت، اما دولت ترکمنستان پس از استقلال کشور، برای رهایی از وابستگی به واردات مواد غذایی سیاست کاهش تولید پنبه و افزایش تولید گندم را در پیش گرفت. در اواخر دهۀ ١٩٩٠م میزان تولید گندم ترکمنستان به ٠٠٠‘٧٠٠‘١ تن افزایش و تولید پنبه به ٠٠٠‘٠٣٠‘١ تن کاهش یافت («وضعیت...»، ٢٥٢؛ «نگاهی»، ٢٨٦؛ احمدیان شالچی، ٢٥٥-٢٥٩).
کشور ترکمنستان دامداری توسعه‌یافته‌ای دارد. دولت برای تهیۀ پوست «آستراخانی» به پرورش گوسفند اهمیت خاص می‌دهد. پرورش گوسفند قره‌گل با پشم و پوست بسیار مرغوب، از اهمیت بسیاری برخوردار است. پوستهای رنگی برۀ قره‌گل در بازارهای جهانی جایگاه خاصی دارد و از صادرات مهم ترکمنستان به‌شمار می‌رود. در زمینۀ پرورش‌اسب هم ترکمنستان شهرت جهانی دارد. اسبهای اصیل نژاد ترکمن در بازارهای جهانی به قیمتهای هنگفت خرید و فروش می‌شود («نگاهی»، همانجا؛ روشندل، ١٠٤).
راه‌آهن مهم‌ترین وسیلۀ حمل و نقل در ترکمنستان است. خط آهن مشهور به ماوراء‌خزر، از بندر ترکمن باشی آغاز و پس از طی مسافت طولانی در خاک ترکمنستان به ازبکستان وارد می‌گردد. شبکۀ راه آهن این کشور تمامی شهرهای مهم آن را به یکدیگر متصل می‌سازد. در ١٣٧٥ش/١٩٩٦م بــا احـداث راه‌آهن تجـن ـ سرخس ـ مشهد، ترکمنستان توانست ضمن دستیابی به آبهای آزاد از راه خلیج فارس، با ترکیه، کشورهای خاورمیانه و اروپا از راه ایران ارتباط برقرار کند. حمل و نقل جاده‌ای با وجود راه‌آهن گسترده و عبور آن از نقاط پرجمعیت کشور، رونق چندانی ندارد. مهم‌ترین مرکز حمل و نقل دریایی ترکمنستان بندر ترکمن باشی در کنار دریای مازندران است. ترکمنستان از راه این دریا ضمن ارتباط با دریای مدیترانه و
دریای بالتیک، با کشورهای حاشیۀ دریای مازندران روابط بازرگانی و اقتصادی برقرار کرده است (احمدیان شالچی، ٢٦٠؛ روشندل، ٩٤-٩٨).
پیشینۀ تاریخی: سرزمینی که امروزه ترکمنستان خوانده می‌شود، از دیرباز مسکون بوده است و نخستین ساکنان آن را طوایف ایرانی تشکیل می‌دادند. پیشینۀ تاریخی این سرزمین را که در ادوار مختلف بخشی از ایران به شمار می‌رفته، در همین دائرة‌المعارف (دبا) ذیل تاریخ ایران و عنوانهای مستقل مربوط به سلسله‌های حکومتی ایران چون طاهریان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، تیموریان، صفویان، افشاریان و ولایات و شهرهایی چون خراسان، خوارزم، خیوه، آمل (چارجو)،‌ عشق‌آباد و جز آنها می‌توان دید. از این‌رو، در این بخش از مقاله تنها به آمدن غزان به ماوراء‌النهر و خراسان و تغییر بافت جمعیتی سرزمینی که بعدها ترکمنستان خوانده شد و زمینۀ تأسیس کشور ترکمنستان را در اوایل سدۀ ٢٠م فراهم ساخت، پرداخته می‌شود.
قبایل ترک از سده‌های ٥ تا ٦ م در نواحی جنوب باختری آسیای مرکزی رخنه کرده بودند (نک‌ ‌: گومیلف، ٣٤-٣٥)، با این‌همه، مهاجرت عمدۀ ترکان غز به‌ فرارود (ماوراء‌النهر) در اواخر سدۀ ٤ق/١٠م آغاز شد (نک‌ ‌: بارتولد، V/٥٢٥) و اسلام در میان آنان گسترش یافت و آن گروه از غزان که به اسلام درآمدند، ترکمان خواند شدند (نک‌ : ه‌ د، ترک). نام ترکمان نخستین بار در سدۀ ٤ق در نوشتۀ مقدسی (ص ٢٧٥) و سپس گردیزی (ص ١٩٩-٢٠٠) آمده است. به نوشتۀ محمود کاشغری ترکمانان در سدۀ ٥ق به ٢٢ بطن (طایفه) تقسیم می‌شدند (١/٥٦-٥٧). قبایلی از غزان که به جنوب غربی آسیای مرکزیِ امروزی کوچیدند، نیاکان اصلی ترکمنهای کنونی به شمار می‌روند (آکینر، ٣١٤).
قوم ترکمن با ویژگیهای اساسی خویش در سده‌های ١٤ و ١٥م شکل گرفت و اساس آن را قبیله‌ها‌ی ترکمنی پدید آوردند که دیری بود به نواحی شمالی ترکمنستان امروزی، اوست اورت و منقشلاق کوچیده بودند. در سده‌های ١٣ و ١٤م این قبیله‌ها با یکدیگر درهم آمیختند و وابستگیهای خونی پیشین جای خود را به وابستگیهای خان خانی داد که به از میان رفتن تدریجی تفاوتها و ویژگیهای عشیرتی پیشین یاری کرد (لوگاشوا، ١٨). در سدۀ ١٠ق/١٦م ایلات ترکمن به سبب کمبود آب به تدریج به واحه‌های جنوبی‌تر نقل مکان کردند. تا اوایل سدۀ ١٣ق/١٩م ایل تکه در اراضی واحۀ آخال و تجن، ساریقها در اطراف واحۀ مرو، سالورها در بخش علیای تجن، یموتها میان خیوه و خراسان، ارزاریها در بخش علیای آمودریا و گوکلانها میان رود اترک و گرگان سکنا گزیدند، اما خلق و خوی این ایلات چادرنشین با اسکان دائمی هنوز فاصلۀ بسیار داشت و روحیۀ یغماگری و چپاول و تلافی‌جویی، آنها را بارها به کوچ جمعی وامی‌داشت. در این زمان، طوایف ترکمن گاهی از حاکمان خراسان و زمانی از خانهای بخارا و خیوه فرمان‌برداری می‌کردند («فرهنگ هنر١ ٤٥٧؛ آکینر، ٣١٥-٣١٦؛ بریتانیکا).
روسها کـه پیشروی خود را به سوی آسیای مرکزی از اواسط سدۀ ١٦م با تصرف غازان آغاز کرده بودند، در اواسط سدۀ ١٩م شروع به پیشروی در ترکستان و ماوراء‌النهر کردند. در میان سالهای ١٨٦١ و ١٨٦٦م نیروهای روسیه تحت فرماندهی ژنرال کافمن و چرنیف و ژنرال آبرامف، قسمت اعظم نواحی سمرقند، تاشکند و بخارا را تصرف کردند (بنیگسن، ١٠٦؛ سارلی، ١/١١٣-١١٤). در ١٨٩٦م نیروهای روسیۀ مستقر در قفقاز، از دریای مازندران گذشتند و در قزل سو، واقع در کرانۀ شرقی دریای مازندران، دژ و بندر کراسنوودسک (ترکمن‌باشی امروزی) را بنا کردند. این استحکامات پایگاهی برای پیشرویهای آیندۀ نیروهای روسیه در نواحی ترکمن‌نشین شد (ریوکین، ٢٣؛ پیرس، ١١١). روسها پس از تکمیل قلعۀ اصلی در کراسنوودسک برای حفاظت از آن در برابر هر گونه حملۀ ترکمنها شروع به ساختن قرارگاههایی جانبی در حواشی منطقه کردند و نیروهای بیشتری را از قفقاز به آنجا منتقل ساختند. ترکمنهای یموت که تا این زمان حضور روسها در منطقه را صرفاً به دلیل فعالیتهای بازرگانی می‌دانستند، به هدف اصلی آنها از حضور در این منطقه پی‌بردند. رفتار خصمانۀ روسها منجر به شورشهای عمومی ترکمنها و تجدید سازمان قبایل آنان شد. در ٢٠ اکتبر ١٨٧٠ ترکمنهای تکه به فرماندهی دو تن از رهبرانشان به مواضع روسها در سواحل دریای مازندران یورش بردند، اما با آتش توپخانۀ روسها روبه‌رو شدند و با به جای گذاشتن تلفات بسیاری به آخال عقب نشستند (سارای، ١٢٩-١٣٠).
در بهار ١٢٨٨ق/١٨٧١م نیروهای روسیه تا جنوب شرقی سواحل دریای مازندران پیشروی کردند. ترکمنها و خان‌نشین خیوه که از این اقدام روسها به هراس افتاده بودند، در برابر تهاجمات احتمالی روسها با یکدیگر متحد شدند و به مقاومتهایی در برابر‌آنها پرداختند (نک‌ ‌: سارلی، ١٦٨ بب‌ ؛ سارای، ١٣٠ بب‌ ‌). در ١٨٧٣م ژنرال کافمن، فرمانده قوای روسیه در منطقه، شهر خیوه را تصرف کرد و خان خیوه را واداشت تا قیمومت روسیه را بپذیرد (ریوکین، ٢٤)، همچنین وی آن گروه از ترکمنهای یموت را که در برابر روسها در خیوه ایستادگی می‌کردند، قتل عام کرد (سارای، ١٤٠-١٤٤).
در مارس ١٨٧٤ دولت روسیه منطقۀ نظامی ماورای خزر را
که تابع منطقۀ نظامی قفقاز بود، تأسیس و با این کار رسماً نیمی از اراضی ترکمن‌نشین را ضمیمۀ امپراتوری روسیه کرد (همو، ١٤٦- ١٤٨). ترکمنهای آخال، مرو و قبایل متحد سالور، ساریق و تکه که از کشتار بی‌رحمانۀ یموتها و تأسیس منطقۀ نظامی ماورای ‌خزر توسط روسها هراسان بودند، با یکدیگر متحد شدند (همو، ١٤٨) و در ١٢٩٣ق/١٨٧٦م برای جلب حمایت افغانستان و ایران به منظور مقابله با خطر روسها پنهانی نمایندگانی را به این دو کشور گسیل داشتند. گفت و گوها با افغانها امیدوار کننده بود، اما مذاکرات با ایران با وجود توافقهای نخستین به سبب دسیسۀ روسها در میان حکام خراسان به شکست انجامید (همو، ١٥٣-١٥٤؛ سارلی، ٢٢٥-٢٢٧). از آن پس، ترکمنها به جنگهای پراکنده‌ای با قوای روسیه پرداختند که حاصل آن گاهی پیروزی و گاهی شکست برای آنها بود (نک‌ : سارای، ١٥٥- ١٥٨؛ سارلی، ٢٢٨- ٢٢٩، ٢٣١-٢٣٤).
سرانجام در ١٠ صفر ١٢٩٨ق/١٢ ژانویۀ ١٨٨١م نیروهای روسیه به فرماندهی ژنرال اسکوبلف قلعۀ سوق‌الجیشی گوک تپه را به تصرف درآوردند و در تعقیب فراریان بیش از ٨ هزار تن ترکمن از زن و مرد و پیر و جوان را از دم تیغ گذراندند. این کشتار بی‌رحمانه مقاومت ترکمنها را درهم شکست و چند روز پس از آن، قوای روسیه عشق آباد، قهقهه و دیگر نقاط آن ناحیه را اشغال کرد، و در ٦ مۀ ١٨٨١م مناطق اشغالی تحت عنوان «ماورای خزر» به یکی از ابلاستهای (استانها) امپراتوری روسیه بدل شد (پیرس، ١١٣؛ سارای، ٢٧٩؛ سارلی، ١/٣٠٥-٣١١؛ گلی، ١٦١). در این هنگام ایران که ناظر جداشدن سرزمینی بود که آن ‌را جزئی از خاک خود می‌دانست، فقط توانست دربارۀ تعیین موقعیت مرزها اقدام به گفت و گو کند، اما دولت روسیه تمام سعی خود را به کار برد تا ناصرالدین شاه را وادار به پذیرش قراردادی سازد که جدا شدن مواضع تسخیر شدۀ آنان را از خاک ایران تأیید کند و سرانجام، با انعقاد قرار داد آخال میان ایران و روسیه، عملاً بخشهایی از خاک ایران ضمیمۀ امپراتوری روسیه شد (سارلی، ١/٣١٢؛ سارای، ٢٨٥).
روسها به دنبال سیاست پیشروی خود در آسیای مرکزی در ١٣٠٠ق/١٨٨٣م، جلگۀ تجن در شمال خراسان و در ١٨٨٤م مرو و سپس قلعۀ سرخس را بر قلمرو خود افزودند (نک‌ ‌: همو، ٢٩٤-٣٠٤؛ سارلی، ١/١٣؛ پیرس، ١١٤؛ دیدرل، ٢٤). همچنین در اوایل سال ١٨٨٥م نیروهای روسیه در گردنۀ ذوالفقار بر سر راه هرات، و در مارس همان سال پس از نبردی با نیروهای افغانی، کوشک را به تصرف درآوردند. با نزدیک شدن نیروهای روسیه به مرزهای هندوستان، دولتهای بریتانیا و روسیه به نحو خطرناکی در آستانۀ رویارویی قرار گرفتند (پیرس، همانجا). دولت بریتانیا کوشید تا با فشارهای دیپلماتیک به دولت روسیه، این بحران را به صورت مسالمت‌آمیز حل کند. از این رو، به روسها پیشنهاد کرد که دو طرف باید خط مرزی میان نواحی شمالی افغانستان و متصرفات روسیه در آسیای مرکزی را مشخص سازند تا از بروز حوادث ناگوار میان روسیه و بریتانیا جلوگیری شود. همچنین دولت بریتانیا به دولت روسیه هشدار داد، هر گونه پیشروی بیشتر به سوی هرات به منزلۀ اعلان جنگ به آن دولت تلقی خواهد شد. سرانجام، روسها زیرفشار بریتانیا، به گفت‌ و گو بر سر تعیین خطوط مرزی میان افغانستان و سرزمینهای متصرفی خود در آسیای مرکزی تن در دادند و پس از بررسی و نقشه‌برداری از سرزمینهای مرزی و مذاکرات طولانی در نهایت توافق‌نامه‌ای در ماه اوت ١٨٨٧ میان نمایندگان بریتانیا، افغانستان و روسیه به امضا رسید که بر اساس آن مرز روسیه با افغانستان ــ که امروزه مرز میـان ترکمنستـان و افغانستـان است ــ تعیین گردید (سارای، ٣٠٦-٣٠٧).
در ١٩١٦م شهرها و نواحی ترکمن نشین مانند دیگر نقاط آسیای مرکزی که تا پیش از آن، از تمام اشکال خدمت سربازی معاف بودند، به سبب صدور فرمان سربازگیری از مردم این نواحی برای انجام خدمت دریگانهای غیر رزمی ارتش روسیه، دچار آشوب سختی شد (آکینر، ٣١٦). در پی انقلاب فوریۀ ١٩١٧ و سرنگونی نظام سلطنتی روسیه، بلشویکها کوشیدند تا قدرت را در منطقه قبضه کنند. در پی این سیاست در ٣٠ آوریل ١٩١٨ جمهوری خود مختار شوروی سوسیالیستی ترکستان به عنوان بخشی از جمهوری فدراتیو روسیه که ایالت ماورای ‌خزر را هم دربرمی‌گرفت، تأسیس شد. اما در جولای همان سال قدرت شوروی در عشق‌آباد توسط عناصر ملی‌گرا به همراه منشویکها و سوسیالیستهای انقلابی (اس. ارها) با کمک هیأت انگلیسی اعزامی از مشهد از میان برداشته شد و دولت مستقلی بر جای آن نشست و به دعوت این دولت، نیروهای نظامی انگلیس به فرماندهی ژنرال مالسن در عشق‌آباد مستقر شد. هر چند دولت تازه تهدیدی برای حاکمیت بلشویکها در آسیای مرکزی به شمار می‌آمد، اما این دولت دوام چندانی نیاورد؛ چون پس از بیرون رفتن نیروهای نظامی انگلیس از منطقه، ارتش سرخ به فرماندهی فرونزه و کوبیشف در اوایل سال ١٩٢٠م آنجا را به تصرف درآورد (آکینر، ٣١٦-٣١٧؛ الیس، ٤١ بب‌ ‌).
در مهر ١٣٠٣/ اکتبر ١٩٢٤ کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی برای مقابله با احساسات رو به گسترش پان ترکیستی در آسیای مرکزی، جمهوری خودمختار ترکستان را منحل کرد و رأی به تشکیل دو جمهوری سوسیالیستی ازبکستان و ترکمنستان در اراضی آن داد (دونکاس، ١٣٧)، و در ٢٧ اکتبر همان سال جمهوری شوروی سوسیالیستی ترکمنستان در اراضی استان پیشین ماورا‌ی‌خزر، عشق آباد، کراسنوودسک،
تجن، مرو و نواحی ترکمن‌نشین جمهوریهای پیشین خلق بخارا و خوارزم (خیوه) تشکیل گردید (همانجا؛ آکینر، ٢١٧). این کشور نوبنیاد در ٢٣ اردیبهشت١٣٠٤ش/١٣ ماه مۀ ١٩٢٥ به صورت جمهوری متحد به اتحاد جماهیر شوروی پیوست (میرحیدر، ٩).
نخستین رهبر جمهوری سوسیالیستی ترکمنستان قای قی سیز آتابایف بود که سرانجام در دورۀ تصفیه‌های استالینی در ١٣١٦ش/١٩٣٧م کشته شد (سارلی، ٢/٣٤١-٣٤٢). ترکمنستان در دورۀ حیات سیاسی اتحاد جماهیر شوروی از فقیرترین جمهوریهای آن کشور به شمار می‌آمد ( انکارتا).
جمهوری شوروی سوسیالیستی ترکمنستان در ٥ آبان ١٣٧٠ش/٢٧ اکتبر ١٩٩١م در پی فروپاشی اتحاد شوروی، اعلام استقلال کرد و با تصویب قانون اساسی جدید، در ١٨ مۀ ١٩٩٢ نام «جمهوری ترکمنستان» به خود گرفت (زیرک، ٧).
مآخذ: احمدیان شالچی، نسرین، دیار آشنا، تهران، ١٣٧٨ش؛ احمدی لفورکی، بهزاد و فیروزه میررضوی، راهنمای منطقۀ خزر و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، تهران، ١٣٨٣ش؛ الیس، سی. اچ.، دخالت نظامی بریتانیا در شمال خراسان، ١٩١٨-١٩١٩م، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ١٣٧٢ش؛ انصاری راد، کتایون، «سیاست ترکمنستان در حوزۀ نفت و گاز دریای خزر»، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، تهران، ١٣٨٠ش، شم‌ ٣٥؛ بنیگسن، الکساندر و مری براکس آپ، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ١٣٧٠ش؛ پیرس، ریچارد، «تصرف و ادارۀ ترکستان به دست روسها (تا ١٩١٧)»، آسیای میانه، مجموعه مقالات تاریخی، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ١٣٧٦ش؛ دونکاس، هلن کارر، «انقلاب روسیه و سیاست شوروی در آسیای میانه»، آسیای میانه، مجموعه مقالات تاریخی، ترجمۀ کاوه بیات، تهران، ١٣٧٦ش؛ دیدرل،، روسها و انگلیسیها در آسیای مرکزی، ترجمۀ عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٠٨ش؛ روشندل، جلیل و رافیک قلی‌پور، سیاست و حکومت در ترکمنستان، تهران، ١٣٧٨ش؛ ریوکین، مایکل، حکومت مسکو و مسئلۀ مسلمانان، ترجمۀ محمود رمضان زاده، مشهد، ١٣٦٦ش؛ زیرک، عیسى، شناسنامۀ فرهنگی ترکمنستان، تهران، ١٣٧٩ش؛ سارای، محمت، ترکمنها در عصر امپریالیسم، ترجمۀ قدیر ویردی رجایی، تهران، ١٣٧٨ش؛ سارلی، اراز محمد، تاریخ ترکمنستان، تهران، ١٣٧٣ش؛ فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٩ش؛ کاشغری، محمود، دیوان لغات الترک، استانبول، ١٣٣٣ق؛ گردیزی، عبدالحی، زین‌الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٧ش؛ گلی، امین، تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمنها، بندر ترکمن، ١٣٦٥ش؛ لوگاشوا، بی‌بی رابعه، ترکمنهای ایران، ترجمۀ سیروس ایزدی و حسین تحویلی، تهران، ١٣٥٩ش؛ مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ میرحیدر، دره، «چگونگی به وجود آمدن ترکمنستان»، مجموعه مقالات جغرافیایی کشورهای آسیای مرکزی، دفتر دوم ترکمنستان، تهران، ١٣٧٤ش؛ «نگاهی به ترکمنستان»، مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، تهران، ١٣٧١ش، س ١، شم‌ ٢؛ «وضعیت اقتصادی جمهوری ترکمنستان»، همان، ١٣٨٠ش، شم‌ ٣٦؛ نیز:
Akiner, Sh., Islamic Peoples of the Soviet union, London, ١٩٨٦; Barthold, w. w., Sochineniya Moscow, ١٩٦٨; Britanica, ٢٠٠٤; The Dictionary of Art, ed. J. Turner, New York, ١٩٩٦; Encarta Reference Library, ٢٠٠٥; Gumliev, L. N., Drevie turki, Moscow, ١٩٦٧; Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٨٣; Wikipedia, www. en. wikipedia. Org/wiki/ Turkmenistan ; The World Gazetteer«, www. world – gazetteer. com.
داوود باقروند ارشد

١. Türk…
١. The Dictionary...