دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩٢٩
| تسلی جلد: ١٥ شماره مقاله:٥٩٢٩ |
تَسَلّی، تخلص چند شاعر پارسی زبان ایران و
هند در سدههای ١١-١٣ق/١٧-١٩م:
١. تسلی استرابادی، میرمحمد معصوم (سدۀ ١١ق)، فرزند میرمحمد امین معروف به میرلوحی
یا میرجی (نک : منزوی، ٧/٩٥٢؛ نوشاهی، ٦١٥). از او دو اثر باقی مانده است:
رسالهای در علم رمل؛ و دیوان اشعارش به نام قضا و قدر. تسلی در هند درگذشت (علی
حسنخان، ٨٥؛ شفیق، ٦١؛ احمدعلی هاشمی سندیلوی، ٤٥٢؛ نوشاهی، همانجا).
٢. تسلی اصفهانی، فرزند اوحدالدین حسینی بلیانی. وی در دورۀ جهانگیر (١٠١٣-١٠٣٧ق)،
به هند رفت، مدتی در آنجا زندگی کرد، ولی بار دیگر به ایران بازگشت و در کاشان
اقامت گزید (گلچین معانی، ١/٢١٨).
٣. تسلی شیرازی، ابوالحسن فرزند میرزا جعفر، از سادات دستغیب شیراز. وی مدتی در
خدمت ابوالوالی به تحصیل پرداخت، پس از آن به اصفهان و سپس به عتبات رفت و بار دیگر
به شیراز بازگشت. از او ابیاتی در تذکرهها نقل شده است
(صبا، ١٥١؛ عبرت، ٥٦٦؛ داور، ١١٨).
٤. تسلی شیرازی، رجبعلی (سدۀ ١٣ق)، که به شغل جدولکشی، صحافی و تذهیب روزگار
میگذراند و در صحن شاه چراغ حجرۀ صحافی و تذهیب کاری داشت (مفتون، ١٧٤؛ بسمل
شیرازی، ٦٢٢؛ دیوان بیگی، ١/٣٣٤؛ نیز نک : فسایی، ٢/١١٦١؛ داور، ١١٨-١١٩؛ محمود
میرزا قاجار، ٢/٥٥٧). وی صاحب دیوانی بوده که از میان رفته است. با این حال، چند
بیتی از او در تذکرهها آمده است (همانجاها).
٥. تسلی شیرازی، محمدابراهیم، که در شیراز به شغل تازیانهبافی (قَمچی) روزگار
میگذراند. وی در دورۀ جلالالدین اکبر (د ١٠١٤ق) راهی هندوستان شد و در آنجا با
کسانی مانند مسیحالزمان، الاهی شیرازی، قاسم کاهی و ابوالفضل، از شاگردان صائب،
مصاحبت یافت (نصرآبادی، ١/٣٦٦؛ شفیق، ٦٠؛ عظیمآبادی، ٢٧٨؛ غنی، ٣٢). تسلی در
١٠٣٤ق/١٦٢٥م، همراه مسیحالزمان راهی مکه شد و در مراجعت به هند درگذشت (نصـرآبادی،
١/٣٦٧). ابیات پراکندهای از او باقی مانده است (نک : همانجا).
٦. تسلی قاجار، ابوالسلوک، شاعرِ عارف مسلکِ سدۀ ١٣ق، که «قضا» و «قاجار» نیز تخلص
میکرد. او مدتی منشی و مستوفی فرمانداران قاجاری در مازندران، تهران و تبریز بود.
سرودههایش بیشتر در مدح، مرثیۀ مذهبی و غزل است (مرکزی، ١٣/٣٣٤٤- ٣٣٤٥).
٧. تسلی لرستانی، جهانگیر، از شاعران دورۀ شاه عباس صفوی و فرزند شاه وردیخان حاکم
لرستان بود که به دست همین شاه کشته شد. تسلی پس از قتل پدرش راهی شهرهای مختلف شد،
تا سرانجام در کازرون به خدمت شیخ ابوالقاسم کازرونی رسید و دو سال نزد وی به کسب
دانش پرداخت. پس از آن راهی شیراز شد و از آنجا به هند رفت و در ١٠٢٥ق/١٦١٦م، در ١٩
سالگی به دربار عبدالرحیمخان خانان راه یافت و او را مدح گفت. تخلص او، نخست
«حفظی» بود، ولی بعدها عبدالباقی نهاوندی صاحب کتاب مآثر الآثار، تخلص «تسلی» را
برای او برگزید. از سرودههای او نمونهای در دست نیست (نهاوندی، ٣/١٥٢٥-١٥٢٦؛
گلچین معانی، ١/٢١٩-٢٢٠).
٨. تسلی لکهنوی، لاله تیکارام رای. پدرش گوپال رای، بخشیگری (وقایع نگار) سپاه
نواب وزیرالممالک را به عهده داشت. خانوادۀ او اهل اُتاوه بود، اما خود وی حدود سال
١١٨٤ق/١٧٧٠م در لکهنو زاده شد (آزرده، ٣٠؛ شیفته، ١٠١). تسلی در جوانی سرودههای
شاعران بزرگ را جمعآوری میکرد، اما بعدها خود به سرودن شعر به زبانهای فارسی و
اردو پرداخت (مصحفی، ٦٤). او سرودههای فارسی و اردوی خود را به نظر محمد فاخر مکین
و مصحفی همدانی میرساند (همانجا). از سرودههای فارسی او هیچ بیتی در تذکرهها
باقی نمانده است (همانجا؛ ناصر، ٣٩٥-٣٩٧).
مآخذ: آزرده، محمد صدرالدین، تذکرۀ آزرده، به کوشش مختارالدین احمد، کراچی، ١٩٧٤م؛
احمدعلی هاشمی سندیلوی، مخزن الغرائب، به کوشش محمدباقر، لاهور، ١٩٦٨م، بسمل
شیرازی، علیاکبر، تذکرۀ دلگشا، به کوشش منصور رستگار فسایی، شیراز، ١٣٧١ش؛ داور،
محمد مفید، مرآت الفصاحه، به کوشش محمود طاووسی، شیراز، ١٣٧١ش؛ دیوانبیگی، احمد،
حدیقة الشعراء، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٤ش؛ شفیق، لچهمی نراین، شام
غریبان، به کوشش محمد اکبرالدین صدیق، کراچی، ١٩٧٧م؛ شیفته، محمد مصطفى خان، گلشن
بیخار، لاهور، ١٩٧٣م؛ صبا، محمدمظفرحسین، تذکرۀ روز روشن، به کوشش محمدحسین
رکنزادۀ آدمیت، تهران، ١٣٤٣ش؛ عبرت، محمدعلی، مدینة الادب، تهران، ١٣٧٦ش؛
عظیمآبادی، حسینقلیخان، نشتر عشق، دوشنبه، ١٩٨١م؛ علی حسنخان، صبح گلشن، به کوشش
عبدالمجیدخان، بهوپال، ١٢٩٥ق؛ غنی فرخآبادی، محمدعبدالغنی، تذکرة الشعراء،
علیگره، ١٩١٦م؛ فسایی، حسن، فارسنامۀ ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران،
١٣٦٧ش؛ گلچین معانی، احمد، کاروان هند، مشهد، ١٣٦٩ش؛ محمودمیرزا قاجار، سفینة
المحمود، به کوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٤٦ش؛ مرکزی، خطی؛ مصحفی، غلام
همدانی، تذکرۀ هندی، لکهنو، ١٩٨٥م؛ مفتون دنبلی، عبدالرزاق، گلستان دارا، به کوشش
عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٤٣ش؛ منزوی، خطی مشترک؛ ناصر، سعادت علیخان، تذکرۀ
خوش معرکۀ زیبا، لاهور، ١٩٧٠م؛ نوشاهی، عارف، فهرست نسخههای خطی فارسی، لاهور،
١٣٦٢ش؛ نهاوندی، عبدالباقی، مآثر رحیمی، کلکته، ١٩٢٤م. بخش ادبیات