دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠١٢
| تفتان جلد: ١٥ شماره مقاله:٦٠١٢ |
تَفْتان، رشتهکوه و آتشفشانی نیمهخاموش در
استان سیستان و بلوچستان. نام تفتان برگرفته از واژۀ تب و تفت، و در زبان پهلوی به
معنی گرم، سوزان و درخشان است (نک : مکنزی، ٨١؛ فرهوشی، ٤٢٥). سبب نامگذاری این
کوه به نام تفتان، خروج دمههای آتشفشانی مرکب از بخار آب و گاز گوگرد از دهانۀ آن
و وجود چشمههای آب گرم و سوزان در دامنههای آن است (بدیعی، ١/٥٢).
رشتهکوهتفتان از بلندترین کوههای خاور ایران است. این رشتهکوه بین °٦٠ و ´٥٠ تا
°٦١ و ´١٥ طول شرقی و °٢٨ و ´٣٠ تا °٢٨ و´٥٠ عرض شمالی میان شهرستانهای میرجاوه و
خاش قرارگرفته، و در واقع مرز طبیعی میان این دو شهرستان است. جهت این رشتهکوه،
شمال غربی ـ جنوب شرقی است، و درازای آن بیش از ٦٢ کمـ ، و مساحت آن همراه با
کوهها و قلههای فرعی آن، حدود ٨٠٠‘١ کمـ ٢ است (خنجی، ٧٦؛ جعفری، ١٥٨).
رشته کوه تفتان دارای قلل متعددی است که معروفترین و بلندترین آنها، قلۀ آتشفشانی
تفتان با ارتفاع ٩٤١‘٣ متر از سطح دریاست که به آن چهل تن هم میگویند ( فرهنگ
جغرافیایی کوهها...، ٣/١٨). علت این نامگذاری بنا به گفتۀ اهالی محل، به این سبب
است که روزی ٤٠ مرد روحانی در این کوه پدیدار گشته، و پس از مدتی از دیدهها ناپدید
شدهاند. این کوه در نظر مردم پیرامون آن، از تقدس خاصی برخوردار بوده است و در
گذشتۀ نه چندان دور به زیارت آن میرفته، و در آنجا قربانی میکردهاند (نک :
سایکس، ١٣٤)؛ حتى امروزه نیز، اهالی آنجا به نام چهل تن سوگند میخورند (جهانبانی،
٢٣١). به همین سبب، بلندترین قسمت قلۀ تفتان موسوم به کوه زیارت است (خنجی،
همانجا).
ساختار اصلی قلۀ آتشفشانی تفتان، شامل دو کوه است که به وسیلۀ بخشی زین مانند و
باریک به هم پیوستهاند. قلۀ شمالیکه بلندتر است، همان کوه زیارت است و قلۀ جنوبی
که کوتاهتر است و تا اندازهای شکل مخروطی خود را حفظ کرده، با جریان گدازۀ
آندزیتی ضخیم و جوانتری پوشیده شده است، مادر کوه، صبح کوه و یا نرکوه نامیده
میشود (نک : پورکرمانی، ١٠٢؛ فرهنگ جغرافیایی کوهها، همانجا).
قلۀ تفتان دارای ٣ دهانۀ آتشفشانی است که دو دهانۀ آن فعالتر از دیگری است و صدای
انفجارهای آتشفشانی از ژرفای آن شنیده میشود و از دهانههای آن دائماً گازهای
گوگردی خارج میشود. در مدخل این دهانههای آتشفشانی تختههای گوگردی خالص به وفور
دیده میشود (خنجی، همانجا). قلۀ تفتان پوشیده از خاکستر سفید رنگی است که از
سولفاتهای آلومینیم و کلسیم همراه با اوپال و کربنات کلسیم تشکیل شده است و از دور
اینگونه به نظر میرسد که این قله همیشه پوشیده از برف است (رزمآرا، ٢٦؛ مهدوی،
٤٥؛ پورکرمانی، همانجا).
از دامنههای کوه تفتان، رودخانههای چندی مانند سنگان، سعدآباد، نازیل، کل تنگی،
تودی لنگ، گزان تیر و گزو
سرچشمه میگیرند و روستاهای بسیاری در دامنههای آن واقع شده است (جعفری، همانجا).
تفتان به علت برخورداری از آب و هوای معتدل و درههای پرآب از پوشش گیاهی مناسبی
برخوردار است و در دامنههای آن درختان پستۀ کوهی یا بنه، بادام کوهی، ارژن، سیاه
چوب، گز، تاگز، گیاهانی همچون راب، پترک وهنگ یا آنقوزه به فراوانی یافت میشود.
این شرایط مساعد باعث شده است که طایفۀ ریگی و دیگر طوایف پیرامون خاش، تابستانها
را در دامنههای این کوه به ییلاق بگذرانند (نک : مخبر، ٦٣؛ افشار سیستانی،
٢٠-٢١).
کوه تفتان با وجود همۀ شگفتیهایش، کمتر مورد توجه جغرافینویسان مسلمان واقع شده
است. یاقوت حموی نخستین جغرافیا نویسی است که ذیل نام تمیتمندان (از شهرهای مکران)
به کوهی ــ بدون نـام بردن از تفتان ــ در این شهر اشاره دارد که از آن نشادر
استخراج میشده است (١/٨٤٧). امروزه نیز روستایی به نام تمندان در باختر کوه تفتان
از توابع شهرستان خاش وجود دارد ( فرهنگ جغرافیایی آبادیها...، ٢٣). مؤلف گمنام
کتاب هفت کشور در سدۀ ٨ق از این کوه با نام «دفتان»یاد کرده است. وی درگزارش خود به
دهانههای آتشفشانی این کوه و رسوبات ناشی از خروج دمههای آتشفشانی در مدخل این
دهانهها و چگونگی بهرهبرداری از این رسوبات، اشاره کرده است. بنا بر گزارش وی،
معادن نشادر کوه تفتان از مایملک دیوانی به شمار میرفته است و بهرهبرداری از آنها
را به مقاطعه میدادهاند (ص ٥٤).
در برخی از سفرنامههای دورۀ قاجاریه اشاراتی به کوه تفتان و وضعیت آن شده است. در
١٢٧٩ق/١٨٦٢م میرزا مهدی خان سرتیپ مهندس، از سوی دولت وقت مأمور تهیۀ گزارشی از
وضعیت بلوچستان شد. وی در گزارش مأموریت خود که عین آن در مرآة البلدان، ذیل واژۀ
بلوص یا بلوچ نقل شده است، نامی از تفتان نمیبرد، اما ضمن جغرافیای ناحیۀ سرحد،
تحت عنوان «معادن» شرح نسبتاً مفصلی دربارۀ کوهی موسوم به «گوگرد» مینویسد که با
کوه تفتان منطبق است (نک : مخبر، ٦٤-٦٦؛ اعتمادالسلطنه، ١/٤٤١-٤٤٢).
در اواخر سال ١٣٠٠ق/١٨٩٣م سایکس از کوه تفتان صعود کرد. در واقع او نخستین اروپایی
استکه از قلۀ تفتاندیدن کرده است. وی در سفرنامۀ خودآگاهیهای تاریخی و جغرافیایی
بسیار مفیدی از وضعیت کوه تفتان و باورهای مردم دربارۀ آن به دست میدهد (نک : ص
١٢٨-١٣٤؛ معرفت، ٣٨٨).
مآخذ: اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآةالبلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث،
تهران، ١٣٦٧ش؛ افشار سیستانی، ایرج، «تفتان، آتشفشان بالقوه»، رشد (آموزش
جغرافیا)، تهران،١٣٦٦ش، شم ١١؛ بدیعی، ربیع، جغرافیای مفصل ایران، تهران، ١٣٦٧ش؛
پورکرمانی، محسن، «مختصری دربارۀ ژئومورفولوژی استـان سیستان و بلوچستان»، تحقیقات
جغرافیایـی، مشهد، ١٣٦٥ش، س ١، شم ٣؛
جعفـری، عباس، کـوهها و کوهنامۀ ایران، تهـران، ١٣٧٦ش؛ جهانبانـی، اماناللـه،
سرگذشت بلوچستان و مرزهای آن، تهران، ١٣٣٨ش؛ خنجی، عبدالواحد، «آتشفشان تفتان»،
شکار و طبیعت، تهران، ١٣٤٠ش، شم ١٧؛ رزمآرا، حسینعلی، جغرافیای نظامی ایران
(مکران)، تهران، ١٣٢٠ش؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور، سازمان جغرافیایی ارتش،
تهران، ١٣٦٢ش، ج ١١٧-١١٨؛ فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور، سازمان جغرافیایی ارتش،
تهران، ١٣٧٩ش؛ فرهوشی، بهرام، فرهنگ پهلوی، تهران، ١٣٤٦ش؛ مخبر، محمدعلی، «کوه
تفتان»، یادگار، تهران، ١٣٤٤ش، س ٢، شم ٧؛ معرفت، احمد، کوهها و غارهای ایران،
تهران، ١٣٧٣ش؛ مهدوی، معزالدین، آخرین مأموریت، تهران، ١٣٤٢ش؛ هفت کشور یا صور
الاقالیم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٥٣ش، یاقوت، بلدان؛ نیز:
MacKenzie, D. N., A Concise Pahlavi Dictionary, London, ١٩٧١; Sykes, P. M., Ten
Thousand Miles in Persia, New York, ١٩٠٢.
علیکرم همدانی