دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩٩٢
| تعقیبات جلد: ١٥ شماره مقاله:٥٩٩٢ |
تَعْقيبات، عنوانی در فقه و آداب دينی ناظر به مجموعهای از اعمال مستحب که به
دنبال نماز انجام میگيرد.
نماز به مثابۀ مهمترين فريضه ای که در دين اسلام به اقامۀ آن امر شده است، مبنايی
برای شکل گرفتن طيفی از آداب دينی است که پيشاپيش نماز يا پس از آن، انجام می گيرد
و به گونۀ اخير تعقيبات گفته میشود. تعبير تعقيب، در اخباری از زبان امام صادق (ع)
به کار رفته (کلينی، ٣/ ٣٤١؛ ابن بابويه، ١/ ٣٢٩)، و در سدههای متمادی همواره رايج
بوده است. برخی در تفسير آيههای «فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ، وَ اِلى رَبِّكَ
فَارْغَبْ» (انشراح/٩٤/٧-٨)، اين دو آيه را ناظر به تعقيبات دانستهاند (نک :
طبری، ٣٠/٢٣٦-٢٣٧؛ طبرسی، ١٠/٣٩١؛ ابن قدامه، ١/٢٧٣؛ صاحب جواهر، ١/٣٩٠).
دربارۀ آيۀ شريفۀ «...فَسَبِّحْهُ وَ اَدْبارَ السُّجودِ» (ق/٥٠/٤٠)، در حالی که
برخی مفسران چون ابن عباس آن را به تسبيح پس از نماز يا تعقيبات بازگرداندهاند،
شماری از مفسران اهل سنت، آن را اشاره به نماز نافلۀ پس از فريضه دانستهاند (نک :
طبری، ٢٦/١٨٢؛ ابنکثير، ٤/٢٣١). گفتنی است همين معنای نماز تطوع پس از نماز ديگر،
از مهمترين موارد کاربرد اصطلاح تعقيب در متون فقهی اهل سنت بوده است (مثلاً نک :
ابن قدامه، ١/ ٤٥٧؛ ابن مفلح، ابراهيم، ٢/١٩).
در برخی از منابع روايی، قرائت برخی سور و آيات مانند معوذات (احمدبنحنبل، ٤/
١٥٥، ٢٠١؛ ابوداوود، ٢/٨٦)، سورۀ يس (شیخ بهایی، ١١٧) يا آية الکرسی (ابن کثير، ١/
٣٠٨) پس از نماز فريضه توصيه شده است.
در روايات و کتب فقهی، بر دعا و ذکر پس از نماز تأکيد شده است. در اين باره ادعيۀ
مأثوری نيز وارد شده که از مشهورترين آنها در منابع اماميه، دعای «لا الٰه الا الله
وحده وحده...» است (ابوالصلاح، ١٢٤؛ طوسی، النهاية، ٨٤-٨٥؛ قس: مسلم، ٢/٨٨٨؛
ابوداوود، ٢/ ١٨٤). همچنين می توان از دعای «اللهم انی اسألك من كلِ خيرٍ احاط بِه
علمك ...» ياد کرد که در روايات توصيه شده است (کلينی، ٣/٣٤٣؛ ابن بابويه، ١/٣٢٣؛
برای دعاهای ديگر، نک : کلينی، ٣/٣٤٣-٣٤٦؛ ابن بابويه، ١/ ٣٢٤-٣٢٥، ٣٢٧-٣٢٨).
افزون بر ادعيۀ مشترک، برای هر يک از نمازهای روزانه، دعای مخصوصی نيز آمده است
(همو، ١/٣٢٦-٣٢٧؛ ابوالصلاح، همانجا؛ طوسی، مصباح ...، ٢٠٠، جم ؛ ابن طاووس،
١٧٠-١٧١، جم ؛ برای رسالهای مستقل در اين باره، نک : آقابزرگ، ٤/ ٢١٨).
اين در حالی است که بارها گوشزد شده است که نمازگزار بايد هر آنچه را خواهش دارد،
از خداوند بخواهد و دعا کند (ابوالصلاح، همانجا؛ محقق حلی، المعتبر، ٢/ ٢٤٨). در
روايات گفته شده است که دعا پس از نماز فريضه، بر نماز نافله رجحان دارد (کلينی،
٣/٣٤٢؛ علامۀ حلی، نهاية...، ١/٥١٠). بر پايۀ روايات، دعا پس از نمازهای فريضه
بهخصوص فجر، ظهر و مغرب، مستجاب است (کلينی، ٣/ ٣٤٣-٣٤٥). برخی منابع فقهی بر اين
نکته تأکيد دارند که اذکار و ادعيۀ مأثور بر غير آن فضيلت دارند (محقق حلی،
همانجا).
گفتن اذکار مکرر پس از نماز، به اشکال گوناگون مطرح شده است، اما مشهورترين و
مؤکدترين آنها در تعقيب هر نماز، تسبيحات حضرت زهرا (ع) است که مشتمل بر ٣٤ تکبير،
٣٣ الحمد لله و ٣٣ سبحان الله است (کلينی، ٣/٣٤٢-٣٤٣؛ ابوالصلاح، همانجا؛ برای ذکر
پس از تسبيحات، نک : طوسی، النهاية، ٨٥). در عين حال، به طور کلی به اذکار گوناگون
از تمجيد و حمد و تسبيح و تهليل و صلوات بر پيامبر (ص) امر شده است (کلينی، ٣/
٣٤١).
در منابع اهل سنت، در باب اذکار و ادعيه به عنوان تعقيب، آن اندازه که در منابع
اماميه ديده می شود، بسط نيامده است. در طيفی از آثار آنان، برخی از ادعيۀ مأثور و
حتى دعای غير مأثور پس از نماز، مستحب دانسته شده است، در حالی که در برخی از
منابع، قعود پس از نماز و ذکر و دعا به سبب خوف از بدعت و داخل شدن آن در سنن نماز،
ناروا انگاشته، و مکروه شمرده شده است (نک : ابنتيميه، ٢٢/٥١٨-٥١٩، ٢٤/٢٢٢؛
ابنمفلح، محمد، ٢/١١٦).
از آداب توصيه شده در روايات، سجدۀ شکر است که ذکر آن صد شکر، يا صد درخواست عفو
است (کلينی، ٣/ ٣٤٤؛ ابن بابويه، ١/ ٣٢٩-٣٣٤). در برخی منابع سجدۀ شکر از ويژگیهای
اماميه دانسته شده است (همو، ١/ ٣٣١). در حالی که اساس سجدۀ شکر از مشترکات اماميه
با مذاهب اهل سنت است، انجام آن پس از نماز از سوی برخی فقيهان اهل سنت به همان سبب
پيش ياد شده، مکروه شمرده شده است (مثلاً نک : ابن عابدين، ١/٤٥٢؛ حصکفی، ٢/ ١١٩).
از جمله آداب عبادی توصيه شده در پايان تعقيبات، تعفير است و آن حالتی است که
نمازگزار گونههای خود را بر زمين می سايد (ابن بابويه، ١/ ٣٣٢؛ ابوالصلاح، ١٢٤).
توصيه شده است که نمازگزار در حال تعفير، ساعدها و سينه و شکم خود را بر زمين نهد
(يحيی بن سعيد، ٧٨).
در باب نماز جماعت، توصيه شده است که امام تا آنگاه که متأخران از مأمومين نماز
خود را به پايان برند، تسبيح گويد، اما در مجموع تعقيب را کوتاه سازد (کلينی،
٣/٣٤١). در روايات اهل سنت، بهخصوص از کراهت تعقيب در نمازهای ماه رمضان و نگرانی
از خستگی مردم سخن آمده است (ابن ابی شيبه، ٢/١٦٧-١٦٨) و گاه اطالۀ قعود برای امام
بهطورکلی مکروه شمرده شده است (نک : ابن مفلح، ابراهيم، ٢/٩٣؛ مرداوی، ٢/ ٢٩٩).
در فضيلت تعقيب گفته شده است که اگر مؤمنی پس از نماز آن اندازه به تعقيب پردازد که
نماز ديگر فرا رسد، او ميهمان خدا ست و حق او بر خداوند آن است که ميهمانش را گرامی
دارد (کلينی، همانجا).
در منابع فقهی، گاه مبحث تعقيبات بسيار کوتاه مطرح شده است (مثلاً محقق حلی، شرائع
...، ١/ ٩٠؛ علامۀ حلی، تبصرة ..، ٤٩؛ شهيد ثانی، ١/ ٣٩٥-٣٩٦)، در حالی که در برخی
متون که توجه بيشتری به سنن نماز دارند، مبحث تعقيبات تفصيلی تمام يافته است (مثلاً
شهيد اول، ١٢٩ بب ؛ قمی، ٣/٨٧ بب ؛ نراقی، ٥/٣٩٢ بب ؛ صاحب جواهر، ١/٣٩٠ بب ).
تعقيبات موضوع برخی تکنگاریهای فقهی نيز بوده است که از آن جمله است، رساله ای با
عنوان التعقيب و التعفير از ابوالعباس ابن نوح سيرافی (نجاشی، ٨٦-٨٧)، رساله ای از
ابن فهد حلی با عنوان «الفصول فی دعوات اعقاب الفرائض» (چ سنگی در حاشيۀ مکارم
الاخلاق، ١٣٤١ق)، و رسالهای از محقق کرکی (برای متون ديگر در اين زمينه به زبانهای
عربی، فارسی، اردو و گجراتی، نک : آقابزرگ، ٣/١٢، ٤/٢١٨-٢١٩، ٦/٣٩٣، ١٠/٣٢، ١١/٤٧،
١٢/٩٣، ٩٥، ١٥/٦، ٢٢/١٧، ٢٥/١١٤-١١٥).
مآخذ: آقا بزرگ، الذريعة؛ ابنابی شيبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال يوسف حوت،
رياض، ١٤٠٩ق؛ ابنبابويه، محمد، من لايحضره الفقيه، به کوشش علی اکبر غفاری،
قم، ١٤٠٤ق؛ ابنتيميه، احمد، کتب و رسائل و فتاوی، به کوشش عبدالرحمان محمدقاسم
عاصمی، مکتبة ابن تیمیه؛ ابنطاووس، علی، فلاح السائل، قم، دفتر تبليغات
اسلامی؛ ابنعابدين، محمد امين، رد المحتار، بيروت، ١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ ابنقدامه،
عبدالله، المغنی، بيروت، ١٤٠٥ق؛ ابنکثير، تفسير القرآن العظيم، بيـروت،
١٤٠١ق؛ ابنمفلح، ابراهيم، المبدع، بيـروت، ١٤٠٠ق؛ ابن مفلح، محمد، الفروع، به
کوشش ابو الزهراء حازم قاضی، بيروت، ١٤١٨ق؛ ابوداوود سجستانی، سليمان، السنن،
به کوشش محمد محيیالدين عبدالحميد، قاهره، ١٣٦٩ق؛ ابوالصلاح حلبی، تقی،
الکافی، به کوشش رضا استادی، اصفهان، ١٤٠٣ق؛ احمدبنحنبل، مسند، قاهره،
١٣١٣ق؛ حصکفی، محمد، الدر المختار، بيروت، ١٣٨٦ق؛ شهيد اول، محمد، الالفية، به
کوشش علی فاضل قائينی، قم، ١٤٠٨ق؛ شهيد ثانی، زينالدين، الروضة البهية، به کوشش
محمد کلانتر، بيروت، دارالتعارف؛ شیخ بهایی، مفتاح الفلاح، بیروت، ١٤٠٥ق؛ صاحب
جواهر، محمد حسن، جواهر الکلام، به کوشش محمود قوچانی، تهران، ١٣٩٤ق؛
طبرسی، فضل، مجمع البيان، بيروت، ١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ طبری، التفسير، بيروت، ١٤٠٥ق؛
طوسی، محمد، مصباح المتهجد، تهران، ١٣٣٩ق؛ همو، النهاية، بيروت، دارالاندلس؛
علامۀ حلی، حسن، تبصرة المتعلمين، به کوشش احمد حسينی و هادی يوسفی، تهران،
١٣٦٨ش؛ همو، نهاية الاحکام، به کوشش مهدی رجایی، قم، ١٤١٠ق؛ قرآن کريم؛ قمی،
ابوالقاسم، غنائم الايام، به کوشش عباس تبريزيان، مشهد، ١٤١٨ق؛ کلينی، محمد،
الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩١ق؛ محقق حلی، جعفر، شرائع
الاسلام، به کوشش عبدالحسين محمد علی، نجف، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ همو، المعتبر، به
کوشش ناصر مکارم شيرازی و ديگران، قم، ١٣٦٤ش؛ مرداوی، علی، الانصاف، به کوشش
محمد حامد فقی، بيروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛ مسلم بن حجاج، صحيح، به کوشش محمد
فؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٩٥٥م؛ نجاشی، احمد، الرجال، به کوشش موسى شبيری
زنجانی، قم، ١٤٠٧ق؛ نراقی، احمد، مستند الشيعة، قم، ١٤١٥ق؛ يحيى بن سعيد حلی،
الجامع للشرایع، به کوشش جعفر سبحانی و ديگران، قم، ١٤٠٥ق. بخش فقه، علوم قرآنی و
حديث