دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩٢٧
| تسکین جلد: ١٥ شماره مقاله:٥٩٢٧ |
تَسْکین، نام یا تخلص چند تن از
شاعران و ادیبان پارسیگوی در شبه قارۀ هند، درسدههای ١١-١٣ق/١٧-١٩م:
١. تسکین تبریزی، میرزا فتحعلی، که تبریزیالاصل بود (آقابزرگ، ٩/١٧٠)، ولی در دورۀ
عالمگیر (١٠٦٧-١١١٨ق/ ١٦٥٦-١٧٠٦م) در کشمیر اقامت داشت (خوشگو، ٣٨؛ اصلح، ٣٧). وی
برادر داراب بیک جویا (گویا) بود (همانجاها؛ نیز نک : دولتآبادی، ٢٧٠-٢٧١). از
برخی تذکرهها چنین برمیآید که او با تخلص تحسین و تسلیم کشمیری نیز شهرت داشته
است (خلیل، ٣٩؛ صبا، ١٥٤). تسکین طبعی لطیف داشت. از او اشعاری باقی مانده است
(آقابزرگ، همانجا).
٢. تسکین، میرمحمدحسین. او در روزگار محمدپادشاه (حک ١١٣١-١١٦١ق/١٧١٩-١٧٤٧م)
میزیست و با محمد اکرام قادری مصاحبت داشت. تسکین صاحب یک مثنوی به نام شمع محافل
بود که تاریخ سرودن آن به ١١٤٥ق/١٧٣٢م برمیگردد (منزوی، خطی مشترک، ٨/١٠٧٠؛
نوشاهی، ٥٩٨). این مثنوی از داستانهای ملی پنجاب، و دارای استعارات و تشبیهات نادر
است که مورد تقلید برخی از شاعران قرار گرفت (عبدالغنی، ٥/٧١). منزوی (همانجا) به
نسخۀ موجود این اثر اشاره کرده است.
٣. تسکین، میرحسین (١٢١٧- شوال ١٢٦٨ق/١٨٠٢- اوت ١٨٥٢م). او در دهلی متولد شد. پدرش
میرحسن نام داشت که به میرن صاحب مشهور بود (عبدالحی، ٢٦٨). تسکین در دهلی، از محضر
استادانی همچون مولوی امام بخش صهبایی و شاه نصیرخان بهره برد (همانجا؛ زیدی، ٢٣٣؛
قادربخش، ٣٣٧). بعدها با مهارتی که در سخنوری، و ذوقی که در شاعری از خود نشان داد،
در زمرۀ شاگردانِ ممتاز مؤمنخان قرار گرفت (همانجاها). او برای امرار معاش مجبور
به ترک دهلی و مهاجرت به میرت و لکهنو شد و سپس در رامپور مقیم گردید (عبدالحی،
همانجا؛ زیدی، ٢٣٢). در آنجا به خدمت نواب یوسف علیخان ناظم درآمد و مابقی عمر را
در همانجا به سر برد. او در سن ٥١ سالگی درگذشت (زیدی، همانجا). از تسکین دیوان
کوچکی مشتمل بر ٧٢ صفحه باقی مانده است که در کتابخانۀ رامپور نگهداری میشود
(همانجا). هیچ یک از فهرستنگاران، اشارهای به این دیوان ندارند.
٤. تسکین. در منابع اشارهای به نام کوچک او نشده است. وی خود را عربزاده، از شهر
قطیف و از خاندان یعقوب میداند. مادرش قطیفی و پدرش عبری بود. او سرایندۀ مثنوی
مشهور سروگل یا فلکنازنامه است (مرکزی، ١٥/٤١٣٨؛ منزوی، خطی، ٤/٢٩٠٨). تسکین این
مثنوی را در ١١٨٩ق از روی تقریر دوست خود میرزا شرف سروده است. این اثر را ظاهراً
شخصی به نام ضیایی آغاز کرده بود که تسکین آن را به انجام رسانده است (همانجا). این
مثنوی به دو زبان فارسی و عربی موجود است (برای نسخهها، نک : همانجا).
٥. تسکین گجراتی، غلاممحمد. او که اهل گجرات و برادر کوچک غلام قادر حیدر بود، در
روستای کوچکی به نام سابور متولد شد و پس از مدتی به منطقهای موسوم به کهمبی عزیمت
کرد (خواجه عبدالرشید، ١٠١). تسکین گجراتی از شاعران و خوشنویسان زمان خود بود و به
٣ زبان فارسی، اردو و پنجابی شعر میسرود. دو نسخه از دیوان شاعر به خط خود او
موجود است (نک : منزوی، خطی مشترک، ٨/١٣٦٤).
چند شاعر دیگر نیز تخلص تسکین داشتند، از جمله: سعادت علی تسکین، میرزا باقر تسکین
دهلوی، و شیخ وجهالدین تسکین (هدایت، ٢٧٧؛ قانع تتوی، ١٣٦؛ صبا، ١٥١؛ ناصر، ١٧٥).
مآخذ: آقابزرگ، الذریعة؛ اصلح، محمد، تذکرۀ شعرای کشمیر، به کوشش حسامالدین راشدی،
کراچی، ١٣٤٦ش؛ خلیل، علی ابراهیم، صحف ابراهیم، به کوشش عابد رضا بیدار، پتنه،
کتابخانۀ خدابخش؛ خواجه عبدالرشید، تذکرۀ شعرای پنجاب، کراچی، ١٣٤٦ش؛ خوشگو، بندر
ابن داس، سفینه، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛ دولتآبادی، عزیز، سخنوران
آذربایجان، تبریز، ١٣٥٥ش؛ زیدی، ناظرحسن، «تلامذۀ مؤمن»، تاریخ مسلمانان هند و
پاکستان (١٨٠٣-١٨٥٧م)، لاهور، پنجاب یونیورسیتی؛ صبا، محمدمظفر حسین، تذکرۀ روز
روشن، به کوشش محمدحسین رکنزادۀ آدمیت، تهران، ١٣٤٣ش؛ عبدالحی، گل رعنا، لاهور،
١٩٦٤م؛ عبدالغنی، «شعرائی فارسی (ماسوائی غالب)»، تاریخ ادبیات پاکستان و هند
(١٧٠٧-١٩٧١م)، لاهور، پنجاب یونیورسیتی؛ قادربخش، تذکرۀ گلستان سخن، لاهور، ١٩٦٦م؛
قانع تتوی، میرعلیشیر، مقالات الشعراء، به کوشش حسامالدین راشدی، کراچی، ١٩٠٧م؛
مرکزی، خطی؛ منزوی، خطی؛ همو، خطی مشترک؛ نوشاهی، عارف، فهرست نسخههای خطی فارسی
موزۀ ملی پاکستان، کراچی، ١٣٦٢ش؛ ناصر، سعادت علیخان، تذکرۀ خوش معرکۀ زیبا،
لاهور، مجلس ترقی ادب؛ هدایت، محمود، گلزار جاویدان، تهران، ١٣٥٣ش.
پریسا سنجابی