دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩١٥
| تساخور جلد: ١٥ شماره مقاله:٥٩١٥ |
تَساخور، یا ساخور، نام قومی مسلمان ساکن در
شرق قفقاز. تساخورها خود را ییخبی١ میخوانند، اما دیگران به پیروی از روسها آنها
را تساخ یا تساخور میخوانند که برگرفته از نام یکی از بزرگترین مناطق سکنای آنان
است («تساخورها٢»، نیز «مردم...٣»، npn.؛ EI٢).
تساخورها مردمانی گلهدار هستند که از گذشته بدینکار اشتغال داشتهاند. آنها در
بخش باختری ناحیۀ روتول واقع در جنوب داغستان و نواحی زاگاتالا، کاخی و بلوکانی
واقع در شمال غربی جمهوری آذربایجان در دو سوی بخش علیای رودخانۀ سامور زندگی
میکنند (آکینر، ١٦٨-١٦٩؛ BSE٣, XXVIII/٤٤٠). تساخورها از شمال و شمال شرقی با
لزگیها، از شرق با روتولها، از جنوب با اقوامی ساکن در جمهوری آذربایجان، از شمال
غربی با آوارها و از غرب با گرجیها همسایه هستند (آکینر، ١٦٨؛ «تساخورها»،npn.).
آگاهیهای ما از گذشتۀ تساخورها بهسبب فقدان منابع تاریخی و یافتههای
باستانشناسی، بسیار اندک است و در منابع دورۀ اسلامی نیز آنجا که از فتح اران و
دیگر سرزمینهای قفقاز سخن رفته است، یادی از اقوام کوهنشین کوههای قفقاز به میان
نیامده است. اما همین قدر میدانیم که در سالهای ٢٤-٢٦ق/ ٦٤٥-٦٤٧م تمامی نواحی
قفقاز به دست عربها گشوده شد (بلاذری، ٢٧٢ بب ؛ یعقوبی، ٢/١٦٨؛ طبری، ٤/٢٤٦-٢٤٧) و
با وجود سختگذر بودن اقامتگاههای تساخورها، عربهای مسلمان بر این قوم چیره شدند.
از چگونگی گرایش تساخورها به اسلام آگاهی چندانی در دست نیست، اما دانسته است که
آنها در سدههای ٤-٥ق/١٠-١١م به اسلام درآمده بودند (نک : آکینر، ١٦٨؛ EI٢؛
«تساخورها»، npn.).
١. Yikhbi ٢. »The Tsakhurs« ٣. »The Tsakhur (Caxur) People«
خـانواده در جامعۀ روستایـی تساخور درگذشته برپایۀ پدر ـ سالاری استوار بود و
پیرترین عضو بر آن حکومت میکرد. تساخورها بیشتر در کوهستانها اقامت داشتند و
گلههای خود را با تغییر فصول جابهجا میکردند. روابط قبیلهای در جامعۀ تساخور
بسیار قوی بود. تساخورها در حدود سدۀ ٩ق/١٥م با تشکیل اتحادیهای آزاد میان خود
حکومتی به رهبری سلطانی
بهوجود آوردند؛ مرکز این سلطاننشین نخست در تساخور استقرار داشت، اما در سدۀ
١٧ق/١١م این مرکزیت به الیسو واقع در جمهوری آذربایجان کنونی انتقال یافت
(همانجاها).
در ١٢١٨ق/١٨٠٣م روسها، تساخورها را به انقیاد خود درآوردند، اما تمامیت ارضی
سلطاننشین آنان را به رسمیت میشناختند، تا اینکه در ١٨٤٤م در پی حمایت دانیلبیک،
سلطان تساخور، از قیام شیخ شامل داغستانی، روسها این سلطاننشین را منحل ساختند و
سلطۀ مستقیم خود را بر سرزمینهای تساخورها اعمال کردند.
در ١٢٦٨ق/١٨٥٢م روسها برای جلوگیری از پیوستن تساخورها به قیام شیخ شامل، همۀ جمعیت
آنها را به نواحی جنوبیتر (شمال جمهوری آذربایجان کنونی) کوچاندند؛ اما پس از
سرکوب قیام شیخ شامل، تساخورها اجازه یافتند به سرزمین اصلی خود بازگردند
(همانجاها). با این وجود، از حدود ٢٥ هزار تن جمعیت تساخورها (در ١٣٧٨ش/١٩٩٩م) حدود
٢٠٠،٥ تن از آنها در محدودۀ داغستان، و ١٣ هزار تن از آنان در جمهوری آذربایجان در
حوالی شهرهای کاخی و زاگاتالا سکنا داشتند («تساخورها»، نیز «مردم»، npn.؛ EI٢).
١٠٠٪ تساخورها مسلمان سنی شافعی مذهباند و به زبان تساخوری که از گروه زبانهای
لزگی است، گفت و گو میکنند. در زبان تساخوری بسیاری از واژگان عربی و فارسی وجود
دارد و نیز شماری واژگان عاریتی از زبان ترکی و روسی به این زبان راه یافته است.
تساخورهای ساکن در داغستان به استفاده از زبان روسی به عنوان زبان ادبی گرایش دارند
و گروهی که در جمهوری آذربایجان سکنا دارند، به زبان ترکی با گویش آذربایجانی
متمایل هستند (آکینر، ١٧٠-١٧١؛ «تساخورها»، نیز «مردم»، npn.؛ BSE٣، همانجا)، در
دهۀ ١٩٣٠م کوششهایی برای ایجاد نوعی الفبا برای زبان تساخوری به عمل آمد، اما با
این وجود این زبان هنوز نوشتاری نیست («مردم»، npn.). تساخورها همچون دیگر اقوام
ساکن در قفقاز زیر تأثیر فرهنگ ایرانی قرار دارند که از آن جمله بزرگداشت بهار و
برپایی مراسم نوروز در میان آنهاست («تساخورها»، نیز «مردم»، npn.).
مآخذ: بلاذری، احمد، فتوحالبلدان، به کوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع،
بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ طبری، تاریخ؛ یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ نیز:
Akiner, Sh., Islamic Peoples of the Soviet Union, London, ١٩٨٦; BSE ٣; EI٢; »The
Tsakhurs«, Eesti Keele Instituute, www.eki.ee/books/ redbooks/tsakhurs.shtml;
»The Tsakhur (Caxur) People«, ya. Com, geo.ya.com/travelimages/az-tsakhur.html.
شیوا جعفری