پندهاى رسول اعظم به عبد الله ابن مسعود - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٤٤ - ٥٣ - دوست داشتن صلحاء
استاد به او خيلى كمك كرد تا اين كه زمان احتضارش فرا رسيد. استاد به او گفت: شهادتين را بگو اما شاگرد، صورتش را برگرداند استاد تعجب كرد! بار دوم و سوم به او فرمود: شهادتين را بگو ناگاه شاگرد گفت: مرا رها كن من از اين كلمه بيزارم! گفتم: خدا به تو رحم كند، چرا اين طور حرف مىزنى؟ تا اين كه به خواست خداوند حال او خوب شد. به او گفتم: چرا اين حرف را زدى؟ از تو انتظار نداشتم اعلام بيزارى كنى گفت: خودم مىدانم. پس كارى مىكنم كه ديگر اين طور نباشم ناگاه بلند شد و رفت از طاقچه بالاى سرش يك ظرف زيباى مرمت كارى شده را برداشت و آن را به زمين زد و شكست. گفتم چرا چنين كردى؟ گفت من به اين ظرف خيلى علاقه داشتم وقتى شهادتين را به من تلقين مىكردى، شيطان جلو چشم من مجسم مىشد و مىگفت: اگر لا اله الا الله بگويى اين ظرف را مىشكنم و من چون اين ظرف را خيلى دوست داشتم شهادتين را نمى گفتم. روايت دارد شيطان مى گويد: اگر لا اله الا الله بگويى جلو چشمت سر بچه ات را مىبرم. بنابراين هر كس به چيزى علاقمند شود با او محشور مىگردد. روايت داريم محبتتان را به پيغمبر و آل پيغمبر زياد كنيد. بعد فرمود اگر قدرت و توان كار خوب را ندارى، علماء را دوست داشته باش.
فَانَّ اللهَ يَقُولُ ﴿وَ مَنْ يُطِعِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَاولئِكَ مَعَ الَّذينَ انْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيّينَ وَ الصِّدّيقينَ وَالشُّهداءِ وَ الصّالِحينَ وَ حَسُنَ اولئِكَ رَفيقاً﴾ [١].
[١]. سوره نساء آيه ٦٩.